اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤٦٤ - محمد درخشش
بنابراین جامعه خطرناکتری است. وقتی به درخشش تذکر دادم که در سفر اخیرم به گیلان، یک سپاهی
دانش را در دهکده ای دیدم که پیشرفت قانع کننده ای داشت و مورد احترام دهاتیها بود، او گفت که احتمالاً
یک «قطعه نمایشی» بوده است و این که به هر حال، این «سربازان» نمی توانند یک شغل آموزشی را واقعا
مؤثر انجام دهند. آنها فقط در جهت آموزش دادن به رهبران روستا و احیانا چند کودک که بتوانند بخوانند،
تحرکاتی خواهند داشت، ولی به طور بنیادی برنامه آبکی است و از نظر کمی و کیفی کافی نیست. اگر شاه
واقعا به آموزش توده ای و فراگیر علاقمند بود، می توانست مقداری از بودجه ارتش را بگیرد و آن را از
طریق وزارت فرهنگ، به یک برنامه آموزشی مؤثر اختصاص دهد. چون این گونه است، به برنامه آموزشی
و اهدافی که من در زمان وزارتم با کمک یونسکو تهیه کردم، نه تنها دست نیافتند، بلکه در واقع آن را به طور
جدی پس زدند. (در یک لحظه او به وزیر فرهنگ، خانلری، به عنوان یک معتاد حشیشی اشاره کرد).
درخشش قبلاً در مذاکراتمان تذکر داده بود که وقتی امینی به وی گفته است از یک ایرانی که در سفارت
آمریکا خدمت می کند، شنیده است که او (درخشش) با آمریکائیان همکاری می کند و حتی به یکی از
مأموران سفارت قبلاً یک کپی از «اعلامیه امینی» را داده است (در ١٠ سپتامبر توزیع شد) حسابی
دستپاچه شده بود. درخشش به صورتی دوستانه تأکید کرد که نمی خواهد هیچ مورد سیاسی را که با من
درباره آن بحث می کند، جایی پخش شود. من او را مطمئن ساختم که در اعتماد وی خیانت نکرده ام و در
مورد اعلامیه امینی و همچنین تماسهایم با وی و این که اعلامیه ای از وی دریافت داشته ام، با کارمندان
ایرانی سفارت صحبتی نکرده ام. من او را مطمئن ساختم که در مورد گفتگوهایم با وی فقط با مقامات
سفارت که در بخش سیاسی خدمت می کنند، مذاکره نموده ام. او اظهار داشت، درک می کند که من مجبورم
هر مذاکره مهمی را که با وی داشته ام، گزارش نمایم، ولی امیدوار بود که من آنها را فقط با مقامات «مطمئن
و قابل اعتماد» در میان بگذارم. من نتوانستم منظور وی از ضمیمه کردن کلمه مهم به این مذاکرات را
دریابم.
درخشش، محمد ١٠
خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
زمان و مکان: ٢٨ سپتامبر ١٩٦٣ ٦/٧/٤٢ منزل آقای درخشش
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: محمد درخشش، وزیر سابق فرهنگ چارلز ان. راسیاس، دبیر دوم
سفارت
اظهارنظر:
من یک نسخه از سخنرانی سفیر هلمز (به فارسی) در مورد «موافقت حکمران» را به درخشش دارم. او
از من تشکر کرد و گفت آن را مطالعه خواهد نمود و در آینده راجع به آن با من بحث خواهد کرد.
او سر حال بود و اتاق نشیمن وی به طور غیر معمول مملو از روزنامه ها، مجلات، نشریات و تعداد
زیادی کتابهای مربوط به اصلاحات ارضی و بانکداری و امور مالی بود. روی یک میز چای خوری،
مجلات زیادی از نشریات اطلاعات قرار داشت. بعد از مقدمه کوتاهی او اظهار داشت که درس انگلیسی
خود را برای امروز مرور نکرده است، لذا ما مذاکراتمان را به فارسی ادامه دادیم.