اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٤٣ - عبدالمجید مجیدی
خواسته شده بود.
ابتهاج اظهار داشت که او متعاقبا مطلع شد که آقای محوی، عامل بندیکس از کشور، بندیکس را وادار
کرده است که قیمت قبلی را ٣/١ میلیون دلار بالا ببرد و کل تخمین سرانگشتی را به ٣/٥ میلیون دلار
برساند. واضح است که حجم این مبلغ اضافی به جیب محوی می رفت. زمانی که بندیکس رسما پیشنهاد
خود را از ٤ میلیون دلار به ٣/٥ میلیون دلار تغییر داد، ابتهاج با آنها به مجادله برخاست و گفت وی
دریافت که در نتیجه این برخورد، آنها در صدد برآمدند که بار دیگر پیشنهاد خود را تا ٤ میلیون دلار
کاهش دهند. به هر حال محوی به آنها گفت که اگر آنها تصمیم به انجام چنین کاری بگیرند، او جدا خواهد
شد و آنها مجبور خواهند بود که خودشان با دولت ایران وارد معامله شوند.
بنا به گفته ابتهاج، کمی پس از آن، جنرال الکتریک آمد و گفت که آنها این کار را با حدود ٥/٣ میلیون
دلار می توانند در عرض مدت ٥ ماه انجام دهند. ابتهاج به طور طبیعی پریشان شد و از جنرال الکتریک
پرسید که آنها چگونه می توانند صحبت خود را تغییر دهند و آنها گفتند هم اکنون تعداد زیادی آنتن مازاد در
بازار هست و می توان فورا آنها را به دست آورد.
ابتهاج متقاعد شد که مسئله در اینجا این است که شاهین آقایان که نمایندگی جنرال الکتریک را دارد
به نخست وزیر و محوی بسیار نزدیک می باشد و محوی هم به علم بسیار نزدیک است. ابتهاج گفت که در
مورد پیشنهاد جدید جنرال الکتریک، مجیدی را مطلع کرده و مجیدی شدیدا عصبانی شده، زیرا قبلاً
اعلیحضرت را مطلع نموده بود که بهترین پیشنهاد از جانب بندیکس بوده است. در هر حال مجیدی به شاه
مراجعه نمود و در مورد این وضعیت با او صحبت نمود، اعلیحضرت از کوتاهی سازمان برنامه در کسب
بهترین پیشنهاد خیلی ناراحت شد. مجیدی همانند ابتهاج، احساس کرد که در برابر شاه تحقیر شده است.
چند روز بعد ابتهاج توسط مافوق خود مطلع شد که مجیدی خواستار استعفای وی شده است. ابتهاج
به آن مافوق گفت مطلقا دلیلی جود ندارد که او استعفا نماید و این که به وی توسط ناظران آمریکائی برخی
اطلاعات مغایر رسیده بود، اما او با کمال صداقت عمل نموده است. بعدها ابتهاج مجیدی را در یک
برخورد اجتماعی دید و از او توضیح خواست. مجیدی گفت که برای اولین بار در مدت تصدی خود، در
برابر شاه ناراحت شده است و او احساس می کند که این مهم است که آنها فعلاً وضعیت را آرام کنند و اینکه
بهترین راه حل برای ابتهاج می تواند تسلیم استعفایش باشد. ابتهاج استعفایش را تقدیم نکرد و در نتیجه از
خدمت منفصل شد.
ابتهاج معتقد است که او در فشار بین علم و هویدا گیر کرده است. به نظر می رسد که این لقمه ای باشد که
به زور برای من گرفته شده است، من از ابتهاج پرسیدم که آیا دلیل واقعی نمی تواند این حقیقت باشد که
مجیدی واقعا در جستجوی بهانه ای برای خلاص شدن از دست وی می باشد. ابتهاج پذیرفت که مسئله
می تواند به این صورت باشد. او اظهار داشت که او پیوسته خاری در چشم بسیاری از مقامات سازمان
برنامه بوده است. زیرا در مورد پیمانها و مذاکرات با تأمین کنندگان خارجی خیلی محتاط و دقیق بود.
ابتهاج گفت که پدرش، احمدعلی ابتهاج در مورد رفع ناراحتی پسرش که به دست مجیدی است، برآشفته
می باشد و علنا با تلاش های بی پایان برای تنزیه نام پسرش، شدیدا سروصدا می کند. ظاهرا ابتهاج بزرگ
به طور علنی اظهار داشته که این ننگ است که فردی مانند مجیدی که قبلاً کمونیست بوده است، در مقامی
باشد که بتواند نام خانواده خوشنام ابتهاج را لکه دار نماید.