اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٨٠ - داریوش همایون
تجارت نشر کتاب» خواند. وقتی از او پرسیدم منظورش از تظاهر چیست، توضیحی نداد، احتمالاً
می خواسته زرنگی کند. وقتی از او پرسیدم قصد ندارد دوباره به دنیای روزنامه نگاری بازگردد، وی به
علامت «معلوم نیست»، شانه هایش را بالا انداخت. به نظر می رسد که حسابی وضع خود را روبراه کرده
است. وقتی او را ترک می گفتم، دیدم بیرون در، یک خودروی شورولت با راننده منتظر اوست. وی مجلس
را همراه بیوه زیبا و جوان یک خلبان جت نیروی هوایی (مه لقا؟) که دو سال پیش در یک سانحه سقوط
هواپیما کشته شده بود، ترک کرد.
آخرین باری که همایون را دیدم، وی گفت«او و چند نفر دیگر از مخالفین (اپوزیسیون) جوان و
تجددگرا، تصمیم گرفته اند چند درس از کمونیستها گرفته و نظام را از درون براندازند.» وقتی او را در این
ضیافت شام دیدم، بخوبی دریافتم که این نظام است که او را برانداخته است. هر چند وی به این آمریکایی
به حد کافی مطالب «ضدشاه» گفته است تا موضع اپوزیسیونی خود را مورد تأکید قرار دهد. من مجاب
نشدم، ولی ممکن است بدبین باشم.
همایون، داریوش ٩
خیلی محرمانه
زمان: ٢٦ ژانویه ١٩٦٧٦/١١/٤٥مکان: منزل هرتز
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: داریوش همایون،انتشارات فرانکلین مارتین اف.هرتز، رایزن
سفارت
موضوع: راه اندازی یک روزنامه جدید
(بخاطر دارید که همایون سابقه جبهه ملی دارد، و رساله ای برای سمینار سال ١٩٦٥ هاروارد تهیه
کرده بود که بخاطر طرح یک آشتی ملی و تحرکی وسیعتر برای ترکیب روشنفکران طبقه متوسط با
مخالفین (اپوزسیون) روحانی، توجهات فراوانی به خود جلب کرد. او برخلاف انتظار، پس از بازگشت، نه
تنها مورد آزار نظام قرار نگرفت، بلکه چند بار هم ملاقاتهایی با علم و هویدا داشت و آنها در این ملاقاتها
علاقه زیادی برای استفاده از خدمات این روزنامه نگار با استعداد از خود نشان دادند. همایون این واقعیت
را پنهان نمی کند که وی از موقعیت خود در انتشارات فرانکلین به مثابه تخته پرشی برای بازگشت به
روزنامه نگاری استفاده می کند.)
از همایون پرسیدم برنامه اش برای ایجاد روزنامه ای جدید چطور پیش می رود. او گفت پیشرفتهایی
حاصل شده، و او هنوز امیدوار است که روزنامه اش بزودی متولد بشود. او گفت چند بار با نخست وزیر
صحبت کرده و او را خیلی روشن و متمایل به باز کردن فضای سیاسی و اجتماعی دیده است. با این حال،
«دیگران» تا این حد روشن و آزادمنش نیستند و مشکلاتی به وجود می آورند. وقتی با صدای بلند و حالتی
حیرت زده از او پرسیدم آیا نخست وزیر واقعا مایل است اوضاع کمی بازتر شود، همایون با حالتی خاص
اعتراض کرد و گفت که او تا آن حد هویدا را می شناسد که بتواند در مورد صداقتش در این مورد قضاوت
کند.