اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٩٥ - داریوش همایون
«در واقع نه، یعنی آنها عمق و شدت این احساسات را درک نمی کنند.» وی ادامه داد که علیرغم ستایش
نامحدودش برای شاه، احساس می کند که شاه به این باور رسیده است که تمام تظلمات از نارضایتی
اقتصادی ناشی می شود و لذا علاج مسئله در منافع اقتصادی بیشتر می باشد. به علاوه وی فکر می کرد که
شاه نسبت به ضدیت علیه دولتش چندان حساس نیست و همچنین علیه شخص خودش ضدیتهایی که
به خاطر فاصله روزافزون در معیارهای زندگی و نمایش همیشگی ثروت توسط بسیاری از پیروان پایبند
شاه به وجود آمده است.
آیندگان به عنوان یک روزنامه و عزل منصور، وزیر اطلاعات:
همایون گفت که وقتی سه سال پیش به کار ایجاد آیندگان مشغول شد، فکر کرده بود علیرغم
تحذیرات دوستانش که باوجود تمام سانسورهای موجود در ایران می شود روزنامه ای داشت که
آزادانه درباره مسائل توسعه سیاسی و اقتصادی مقاله بنویسد. اینک مجاب شده که فقط ٥٠ درصد حق
داشته است: روزنامه در رابطه با موضوعات اقتصادی و بین المللی از آزادی و تعهد بالنسبه ای برخوردار
است، ولی این امر در رابطه با مسائل سیاست داخلی صادق نیست. مثلاً روزنامه «وادار شده» تا در مقابل
تظاهرات دانشجویی در دانشگاه تهران در دسامبر گذشته، موضوع خصمانه ای بگیرد هر چند کارکنان
روزنامه عقیده داشتند که دانشجویان، حق قانونی برای تظلم و شکایت از رفتار ساواک در رابطه با
بازداشت بدون مدارک کافی دانشجویان داشته اند. وی گفت این موضع گیری توسط روزنامه آیندگان،
تصویر آن را نزد عناصر لیبرال کشور بشدت مخدوش نموده است، هر چند این امر قبلاً هم اتفاق افتاده و او
مطمئن بود که می توان تصویر روزنامه را بتدریج ترمیم کرد.
از همایون سؤال شد این اتهام که آیندگان روزنامه نخست وزیر است، حقیقت دارد یا نه، وی پاسخ داد
اتهام از این جهت حقیقت دارد که هویدا در تأسیس روزنامه و حمایت های گهگاهی در زمانی که روزنامه
اندکی از حد خود تجاوز می کرده، نقش داشته است. به علاوه، همایون، هویدا را یکی از زیرک ترین و
حساس ترین رهبران دولت ایران می شناسد؛ بنابراین تمایل روزنامه در ستایش از هویدا از آشکار است.
ولی، از آن جهت که سرمقاله های آن منعکس کننده نظرات نخست وزیر باشد، و یا نخست وزیر به نحوی
محتوای آن را دیکته کند، روزنامه نخست وزیر نیست.
برای مثال وی از سرمقاله آیندگان در شماره مخصوص هزارمین روز انتشار روزنامه به قلم جهانگیر
بهروز یاد کرد که در آن نوشته بود که آیندگان به دلیل محدودیتهای دولتی نتوانسته است به اهداف خود
نائل شود. وی گفت: این مقاله بدون اطلاع و نظر نخست وزیر نوشته شده است. سؤال شد آیا حشم شاه از
این مقاله تا حدی بر سر نخست وزیر و وزیر سابق اطلاعات، منصور خالی شده است؟ پاسخ داد خیر. این
منصور بود که شاه را متقاعد به بازگرداندن بهروز کرد نه هویدا، و این منصور بود نه هویدا که دچار خشم
شاه گردید. همایون گفت: لحظه ای فکر کرده بود که شاه به دنبال او هم (همایون) خواهد آمد، ولی چنین
نشد. در هر حال از واضحات بود که شاه بدنبال بهانه ای برای خلاصی از دست منصور می گشت، زیر
عملکرد او در سمت وزیر، فقدان حس رهبری و استعداد و تخیل لازم برای این سمت را نشان داده بود.
همایون گفت در دنیای مطبوعات هیچ کس به خاطر اخراج منصور ناراحت نشد و همه مجاب شده اند
که جانشین او محمد سام، علیرغم فقدان تجربه در زمینه اطلاعات، کار بهتری ارائه خواهد داد.