اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٩٤ - علینقی عالیخانی
مهم همکاری های اقتصادی و فنی را در مسکو امضا نمود. و برای مذاکرات بازرگانی به ژاپن سفر کرد. در
١٩٦٧ او به بلغارستان رفت و شاه را در بازدید از ایالات متحده همراهی نمود.
عالیخانی مردی خوش قیافه و باهوش است، و حس کنجکاوی زیاد و روش معتدلی در دسترسی به
هر چیزی را دارد. او صمیمی است و رک و بی پرده صحبت می کند، ولی مواقعی که احساس می کند
ضرورت دارد، سکوت می نماید. او سه خواهر و چهار بردار دارد که یکی از آنها زمانی به علت وابستگی به
حزب توده اعدام شده است. عالیخانی خودش در زمان دانشجویی در دانشگاه تهران عضو حزب پان
ایرانیست ملی گرا بود، ولی در بسیاری موارد سیاسی ترجیح می دهد که تماشاچی باشد. در سال ١٩٥٤ که
در پاریس بود، با سوزان دمو، یک دختر فرانسوی ازدواج کرد که اکنون تبعه ایران است. او دو پسر و یک
دختر دارد. عالیخانی علاوه بر زبان مادری فارسی، فرانسه را عالی و انگلیسی را خوب صحبت می کند. او
در سال ١٩٦٦ برای معالجات پزشکی به فرانسه رفت. می ١٩٦٨ اردیبهشت ١٣٤٧
عالیخانی، علینقی ١٧
تاریخ: ١٢ می ١٩٧٠ ٢٢/٢/٤٩ سرّی
از: منبع کنترل شده آمریکائی (CAS)یادداشت برای: بخش سیاسی
موضوع: ادامه خصومت بین نخست وزیر و ریاست دانشگاه تهران
اطلاعات زیر از یک منبع موثق برای اطلاع و استفاده شما می باشد و نیازی نیست که به CAS نسبت
داده شود.
١ در ٢٦ آوریل ١٩٧٠، دو دانشجوی دانشگاه تهران در یک حادثه رانندگی مجروح شدند و به آنها
اجازه بستری شدن در بیمارستان دانشگاه به علت کمبود تخت و این که تشخیص داده شده بود هیچ کدام
به اندازه ای مجروح نشده اند که به عنوان بیمار تحت مداوا قرار گیرند، داده نشد. متعاقبا یکی از
دانشجویان، ظاهرا به علت جراحات ناشی از تصادف، فوت کرد. فوت وی نقطه عطفی برای انتقاد
دانشجویان از اداره دانشگاه بود. در پی این حادثه و اثرات آن، نخست وزیر امیرعباس هویدا، بلافاصله
نزد شاه رفت در مورد رئیس دانشگاه علینقی عالیخانی و برخورد اشتباه وی با این وضع و به طور کلی
اداره دانشگاه بدگویی نماید. ظاهرا اظهارات هویدا کافی بود، و شاه بلافاصله به وی اختیار داد که دکتر
رئیس بیمارستان را با یک افسر ارتش عوض کند، کلیه پرسنل مسئول در عدم بستری شدن دانشجویان
مجروح را زندانی کند و عدم رضایت شاه را به عالیخانی ابلاغ نماید.
٢ همان روز عصر رئیس بیمارستان عوض شد. هویدا پا را از این فراتر نهاد و به وزیر علوم و آموزش
عالی، مجید رهنما، دستور داد که کلیه پزشکان رؤسای بیمارستانهای دانشگاهها را در سراسر ایران با
افسران ارتش جایگزین سازد. این کارهای هویدا، کوشش دیگر او در راستای اعمال کنترل بر عالیخانی و
رهنما، که تقریبا مستقل عمل می کردند، بود و این که روابط عالیخانی و شاه را تیره تر نماید.
٣ هر چند رهنما دستورات هویدا را عینا به کلیه رؤسای دانشگاهها ابلاغ نمود، عالیخانی تصمیم
گرفت که در این مورد با هویدا مقابله کند و او را تحت فشار قرار داد، لذا به مدت سه روز در خانه ماند و به
اداره نرفت. او نتیجه گیری کرد که یا شاه در این مورد مخصوص از او در مقابل هویدا پشتیبانی خواهد کرد
و یا این که او بایستی استعفا دهد. وقتی شاه از تصمیم عالیخانی مبنی بر عدم حضور در محل کار آگاه شد،