اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٠٦ - محمد درخشش
٥ نوابی که فقط در مورد جلسه اول با حمزه لو به درخشش گفته بود، اظهار داشت که به نظر می رسد
ساواک نسبتا از شخصیت ها و فعالیت های باشگاه مهرگان به خوبی مطلع است و این که پیشنهادات
ساواک در برکنار کردن درخشش از ریاست باشگاه مهرگان، همزمان با نارضایتی هایی است که در داخل
باشگاه از روش های دیکتاتوری منشانه درخشش و عدم توجه وی به توصیه های سایر اعضا به وجود
آمده است. دکتر محمد مشایخی با اعتراض باشگاه را ترک کرده و زارّه (اسم اول نامعلوم) یکی از فعالان
مهرگان، در شرف استعفا است. نوایی به طور فرضی نتیجه گیری کرده است که ساواک از نارضایتی های
داخل باشگاه مهرگان مطلع است و سعی می کند اختلاف بین درخشش و سایر اعضای باشگاه را عمیق تر
کند. به هر حال نوابی این برداشت را نداشت که نصیری در موقع ذکر عملیات دولت برعلیه درخشش،
بلوف زده باشد. (اظهارنظر منبع: در دسامبر ١٩٦٤ وزیر دادگستری یک نماینده نزد درخشش فرستاد و از
وی خواست تا به سؤالاتی در مورد بعضی سرمایه های دولت که در زمان وزارت وی در وزارت فرهنگ
تحت کنترل او بوده اند، پاسخ دهد. چون در آن زمان درخشش به علت بیماری سیاتیک بستری بود،
درخواست تعویق نمود و به وی دو ماه فرصت داده شد.)
٦ قبل از دستگیری احتمالی درخشش و همچنین با ایده حفظ سایر اعضایی که به علت مخالفت با
درخشش در حال کناره گیری از باشگاه بودند، نوابی برنامه ریزی نمود که با پاره ای از رهبران کلیدی
باشگاه بدون اطلاع درخشش تماس بگیرد و با آنان برای ادامه فعالیت های باشگاه در صورت بازداشت
درخشش برنامه ریزی نماید.
درخشش، محمد ٢٧
زمان: ٢٢ مارس ١٩٦٥ ٣١/١/٤٤ خیلی محرمانه
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: خانم محمد درخشش چارلز ان. راسیاس، دبیر دوم
موضوع: «دستگیری» محمد درخشش
من حدود ساعت ١٤ به منزل آقای درخشش تلفن کردم تا ببینم آیا برای وی امکان دارد که برای
گرفتن هدیه های نوروز که برای وی و همسر و دو دختر کوچکش تهیه کرده بودم، نزد من بیاید. خانم
درخشش به تلفن پاسخ داد و صدای وی به قدری ضعیف شده بود که من به سختی وی را شناختم. به نظر
نمی رسید که حال خانم درخشش به هیچ وجه خوب باشد و خودش نیز گفت که مریض است. شوهر وی
آنجا نبود، ولی او به محض دیدن وی خواهد گفت که من برایش تلفن کرده ام. من احساس کردم که مشکلی
پیش آمده است، ولی خانم را تحت فشار نگذاشتم.
در حدود ساعت ٢٠/١٤ خانم درخشش به من زنگ زد که بگوید از این که با من بد حرف زده متأسف
است، زیرا وی خیلی مضطرب و پریشان بود و نمی توانست در تلفن با من آزادانه صحبت کند، زیرا احتمالاً
مکالمات تلفن کنترل می شدند و او اکنون از تلفن عمومی با من تماس گرفته است. او توضیح داد که امروز
صبح امریه ای از طرف وزارت دادگستری برای شوهر وی جهت حضور در دادگاه صادر شده بود، به هر
حال دوستان شوهرش در «سازمان» به او اطلاع داده بودند و او مخفی شده بود. او گفت که شوهرش هنوز
در شهر است، ولی او امیدوار است که به زودی در خارج تهران به وی بپیوندد. او گفت که دو نفر مرد خانه را
زیر نظر گرفته اند. من موافق بودم. من از این وقایع اظهار تأسف کردم و برای شوهرش آرزوهای خوب