اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٧٦ - داریوش همایون
مخاطبین آشکار شد و امکان انعکاس آن در کاغذ وجود نداشت. رساله داریوش را هم از این جهت عالی
می دانم که در شرایط خاصی ارائه می شد و تا حدی هم بخاطر عذابی است که او برای تهیه آن متحمل شده
بود. مخاطبین سمینار هاروارد را در نظر بگیر(که او از ترکیب آنها کاملاً مطلع بود): اکثرا دانشجویان
ملی گرای زرنگ، اساتید مسائل ایران (که اکثر آنها بسیار مطلع بودند)، گروهی از اساتید دانشگاه هاروارد
که در نظر همایون بسیار محترم بودند، مأمورین ساواک (که او آنها را شناخت)، مأمورین «سیا» (آنها را هم
شناخت) و مهمتر از همه دوستان بسیار نزدیک، باارزش و خرده بین او. تحلیلهای داریوش مورد استقبال
خوبی قرار نگرفت. آنها همان طور که خودش هم می دانست، بلایی سیاسی برای او بودند. پذیرفته نشد که
تحلیل او ربط صحیحی با مشکل داشته باشد. اکثر حضار جلسه، سازش های صلح آمیزی که او ارائه
می داد را غیر ممکن می دانستند. من آن را تحلیل بسیار ماهرانه می دانم. این تحلیلی است از سیاستهای
حقیقی آن زمان ایران. آنچه او در آن زمان پیشنهاد کرده بود تنها چیزهای ممکن بود. از سوی دیگر تحلیل
حسین به فراسوی وضعیت فعلی رفته، و براساس چیزی بنا شده بود که او آروز داشت ایران چنان بشود.
داریوش خود را فقط به چیزهایی محدود کرده بود که در حال حاضر وجود دارند. البته او در محافل
خصوصی به همان امیدواری حسین است، ولی این مطلب دیگری است. فکر می کنم رساله های حسین و
داریوش را باید با دو روش کاملاً متفاوت مدّنظر قرار داد. نقش سیاسی آنها هم بسیار متفاوتند: داریوش
یک مفسّر، و حسین یک رهبر حزبی است.
به امید دیدار، حرفهای زیادی برای گفتن به تو داریم. سلام گرم ما را به الیزابت هم برسان.
ارادتمند،ویلیام گرین میلر
توجه: رضا صدوقی تمام تابستان اینجا بود و در رابطه با مشکلات گوناگون اداره دولت کار می کرد. او
مدت زیادی را در کنگره و مؤسسات رفاهی ما می گذراند. فکر می کنم آدم جالبی است او از دوستان
نزدیک داریوش همایون است. برخلاف بسیاری از دوستان ما از خانواده بسیار محقری است و فقط از
طریق هوش و زیرکی خودش به پست فعلی رسیده است.
همایون، داریوش ٥
یادداشت برای بایگانی خیلی محرمانه
بخش اقتصادی آقای الیوت
پریشب سیروس غنی حدود یک ساعت درباره داریوش همایون چرت و پرت گفت. او گفت متحیر
شده است. چند بار با همایون ملاقات کرده، ولی هرگز به وضوح نفهمیده بود که همایون چه در سر دارد. او
گفت فریدون مهدوی هم همین قدر گیج شده است. سیروس در این زمینه جزئیات بسیاری را عنوان نمود
و مشخص شد که همایون نکات متعدد و بعضا متناقضی را مطرح کرده است:(الف) مخالفین باید با یکدیگر
متحد باشند،(ب) درباره این که اشکال کار نظام چیست و چه می توان در این مورد انجام داد، گفتنی ها
بسیار است، (ج) آیا شخص می تواند بدون از دست دادن عقاید شخصی خود با نظام همکاری کند؟ (د)
احیای ملی گرایی همایون بارها از ذوالفقار علی بوتو تعریف کرده است (ه) آیا کسانی چون خداداد
فرمانفرمائیان و علینقی عالیخانی به نفع کشورشان کار نمی کنند؟ (و) آیا صنعتی کار مفیدی انجام
نمی دهد؟