ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٦ - مقصود
بيان آيه ٩٤- ٩٥
لغت
تبديل: گذاشتن چيزى بجاى ديگرى.
عفو: اين كلمه در اصل به معناى ترك است. مثل(فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ) (بقره ١٧٨: هر كس چيزى از برادرش برايش ترك شده باشد) بنا بر اين «عفوا» يعنى: واگذارده شدند تا بسيار گشتند. شاعر گويد:
|
و لكنا نعض السيف منها |
با سوق عافيات اللحم كوم |
|
يعنى: شمشير را به ساق شترانى فربه و بزرگ كوهان مىزنيم.
بغتة: ناگهانى.
اعراب
يضرعون: در اصل «يتضرعون» است كه تاء در ضاد إدغام شده، اما عكس آن جايز نيست.
بغتة: حال.
مقصود
بدنبال نقل داستان پيامبران پيشين بمنظور تسليت خاطر مبارك پيامبر گرامى اسلام مىفرمايد:
(وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ):
در هيچ قريه يا شهرى پيامبرى نفرستاديم كه مردم آن از اطاعت او سر پيچى كنند، جز اينكه اهل قريه يا شهر را گرفتار سختى كرديم تا تنبّه پيدا كنند و بدانند كه مقدمه عذاب آخرت است و از شرك خود دست بردارند. مقصود از «باساء» زيانهاى جانى و مقصود از «ضراء» زيانهاى مالى است. حسن گويد: اولى گرسنگى و دومى بيمارى است. سدّى گويد: اولى گرسنگى و دومى فقر است.