ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣١ - مقصود
جبائى گويد: يعنى تخت قدرت خود را برافراشت. فراء و جماعتى گويند:
يعنى سپس اراده آفرينش عرش كرد. قاضى نيز همين قول را برگزيده است وى گويد:
«ثم» دلالت دارد بر اينكه آفرينش عرش بعد از آفرينش آسمان است. و از مالك بن انس روايت است كه استواء مجهول نيست لكن چگونگى آن مجهول و سؤال از آن بدعت است. ابو حنيفه مىگفت: اين جمله را تفسير نكنيد!( يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً): روز و شب بدنبال يكديگر فرا مىرسند.
خداوند روز را به پرده سياه شب مىپوشاند و همچنين پرده سفيد روز را بر ظلمت شب مىگستراند. اين تعاقب روز و شب، همواره با سرعت هر چه بيشتر ادامه دارد و همچون دوسمند تيز تك در تعقيب يكديگر هستند. اين مطلب را در جاى ديگر اينطور بيان مىكند:(يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّيْلِ) (زمر ٥: شب را بر روز مىپوشاند و روز را بر شب)( وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ): خورشيد و ماه و ستارگان در مدار خويش، سر بفرمان خداوند هستند و مىچرخند.
(أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ): در اينجا ميان خلقت و امر تفصيل ميدهد، زيرا فايده آنها مختلف است. مقصود از خلقت، پديد آورى و مقصود از امر، اين است كه هر چه بخواهد و بپسندد، در ميان آفريدگان حكم مىكند.
(تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ): او همواره در عظمت لا يتناهى خداوندى باقى و برقرار است و جهانيان را خالق و مالك و سرور است.