ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٩ - اعراب
بيان آيه ٥٤
قرائت
يغشى: كوفيان- بجز حفص و يعقوب- به تشديد و ديگران به تخفيف خواندهاند (همچنين در سوره رعد) ابو على گويد: ثلاثى مجرد اين فعل متعدى بيك مفعول است، اما همين كه بباب تفعيل و افعال رود، دو مفعول مىگيرد. هر دو باب در قرآن مجيد استعمال شده است. مثل:(فَغَشَّاها ما غَشَّى) (نجم ٥٤) و(فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ) (يس ٩) و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره: ابن عامر همه را برفع خوانده است و ديگران به نصب. وجه نصب، تقدير «خلق» است. چنان كه مىفرمايد:
(وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ) (فصلت ٣٧) و وجه رفع، اين است كه «مسخرات» خبر باشد.
لغت
استواء: معناى اين كلمه را در سوره بقره ذيل آيه(ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ) (آيه ٢٩) بيان كرديم.
عرش: ١- تخت و سرير. مثل(وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ) (نمل ٢٣: براى ملكه سبا تختى بزرگ بود) ٢- ملك و پادشاهي. مثل «ثل عرشه» يعنى: عزت و شوكتش تباه شد. ٣- سقف. مثل(خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها) (بقره ٢٥٩ و كهف ٤٢)/ حثيث: تند روى بركت: در اصل بمعناى پايدارى است.
اعراب
(يَطْلُبُهُ حَثِيثاً): ممكن است حال از فاعل يا مفعول يا هر دو باشد. مثل(فَأَتَتْ)