ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦ - مقصود
است، زيرا نمازگزار، هنگام تكبير خدا را تعظيم مىكند و در نماز آياتى از قرآن كه انسان را دعوت به نيكىها مىكند، مىخواند و در ركوع و سجود، در برابر خدا خضوع مىكند و در تسبيح، خدا را از هر نقصى پاك مىشمارد. اما اينكه نماز را با حيات جمع كرده است، در حالى كه اولى كار پيامبر و دومى كار خداست، بخاطر اين است كه تدبير خداوند در هر دو دخالت دارد. لكن قاضى گويد: يعنى نماز و قربانى من عبادت خدا و مرگ و زندگى من در دست قدرت اوست. برخى گويند: يعنى عبادت من براى خداست زيرا بهدايت اوست و مرگ و زندگى من براى خداست، زيرا بتدبير و آفرينش اوست برخى گويند مقصود از اينكه مرگ و زندگى من براى خداست اين است كه كارهاى پسنديدهاى كه بزندگى تعلق دارند و كارهايى از قبيل وصيت و ختم به نيكيها كه بمرگ تعلق دارند، همه براى خداست. بهر صورت، اين آيه انسان را آگاه مىكند كه زندگى را براى شهوت و مرگ را براى نفع ورثه نخواهد.
(لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ): او را در خدايى و بقولى در عبادت و حيات بخشيدن و ميراندن، شريكى و دومى نيست. خداوند مرا اينطور دستور داده و من اولين كسى هستم كه اسلام را مىپذيرم. چنان كه ابراهيم نيز در ميان امت خود نخستين مسلمان و ديندار است. اين معنى از حسن و قتاده است.
از اين آيه بر مىآيد كه اسلام بر ساير اديان فضيلت دارد و پيروى از اسلام واجب است: زيرا پيامبر اولين كسى است كه مامور ميشود كه در برابر اسلام تسليم شود. ديگران جز تبعيت از پيامبر گرامى وظيفهاى ندارند.