ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٢ - مقصود
بيان آيه ٩٠ تا ٩٣
لغت
غنى: ماندن در جايى. فعل آن «غنى يغنى» است. حاتم طائى گويد:
|
غنينا زمانا بالتصعلك و الغنى |
فكلا سقاناه بكاسيهما الدهر |
|
|
فما زادنا بغياً على ذى قرابة |
غنانا و لا ازرى باحسابنا الفقر |
|
يعنى: روزگارى بفقر و ثروت گذرانديم و روزگار از هر دو جام كام ما را تلخ و شيرين كرد. در روزگار ثروتمندى بكسى تجاوز نكرديم و در روزگار تهيدستى شخصيت خود را خوار نكرديم.
اسى: اندوه بسيار
اعراب
(إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ): جواب قسم است كه جانشين جواب شرط نيز شده است.
«اذا» در اينجا ملغى است كه در آغاز كلام نيست.
(الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً): مبتداست و خبر آن(كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا). تكرار آن براى تغليظ و تشديد است.
(هُمُ الْخاسِرِينَ): ضمير فصل است كه براى تأكيد آمده.
مقصود
اكنون در باره گفتار قوم كافر شعيب مىفرمايد:
(وَ قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ):
گروهى از كافران قوم، بديگران گفتند: اگر دين خود را ترك كنيد و تابع دين شعيب شويد و دستورات او را بكار بنديد، دچار زيان و بدبختى خواهيد شد. همچون كسى كه سرمايه از كف بدهد و دچار ندامت و حسرت شود.