ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٨ - مقصود
|
اكاشره و اعلم ان كلانا |
على ما ساء صاحبه حريص |
|
يعنى: يكديگر را مسخره مىكنيم و مىدانم كه هر دوى ما بچيزى كه موجب نارضايتى طرفمان هست، حريص هستيم.
مقصود
قبلا در باره تهديد كفار سخن گفت: اكنون مؤمنان را به بهشت جاودانى وعده داده، مىفرمايد:
(وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ...) تا آخر آيه (٤٢) آنان كه آيات خدا را تصديق كنند و مورد اعتراف قرار دهند و تكبر نداشته باشند و كارهاى شايسته را انجام دهند، براى هميشه در بهشت، اقامت مىكنند. در حقيقت، آنهايى به اين نعمت جاودانه، نائل مىشوند كه به تكليفهاى خداوند- كه البته خالى از مشقت و زحمت نيستند- عمل كنند. لكن بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه تكليف خداوند، به اندازه طاقت و قدرت انسان است. آن اندازه كه مقدور انسان نباشد، خداوند تكليف نمىكند. جمله(لا نُكَلِّفُ) اگر خبر باشد، به اين معنى است كه از مؤمنين به اندازه قدرتشان تكليف خواسته شده و اگر معترضه باشد به اين معنى است كه از مؤمنين و كافرين بيش از حد توانايى چيزى نخواستهايم و بنا بر اين هر دو دسته، از قدرت خويش استفاده يا سوء استفاده كرده، اهل بهشت يا جهنم شدهاند.
(وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍ): از دل اهل بهشت، كينه و رشك و عداوت برداشتهايم و هيچكس حسد ديگرى نمىخورد، و لو اينكه مقام او را بالاتر بنگرد.
(تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ): در همين حالت نهرها از زير درختها و كاخهاى ايشان جارى است.
(وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ) گويند: خدا را ستايش كنيم كه ما را به عملى رهنمون گشت كه مستوجب چنين پاداشى گشتيم. او دليل اين راه شد و بوسيله تكاليف پر ارزش خود ما را در معرض