ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٢ - مقصود
بيان آيه ١٦٠
قرائت
عشر امثالها: يعقوب و حسن و سعيد بن جبير به تنوين «عشر» و رفع «امثالها» و ديگران به اضافه خواندهاند. قرائت اول به تقدير «عشر حسنات امثالها» است و «امثالها» صفت مضاف اليه محذوف است و قرائت دوم بنا بر اين است كه «امثالها» صفت «عشر» باشد.
لغت
حسنة: كار پسنديده. «تاء» براى مبالغه است. اين كلمه بقرينه الف و لام، دلالت بر كارهايى كه واجب يا مستحبّ هستند، مىكند.
مقصود
(مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها): در اين آيه، در باره پاداش چند برابرى كه به كارهاى نيكو داده ميشود، سخن مىگويد: زيرا در آيه پيش، گنهكاران را تهديد كرده بود. در اينجا با كمال صراحت مىفرمايد: هر كسى كه طاعتى انجام دهد، خداوند به او ده برابر پاداش مىدهد.
(وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها): آنان كه مرتكب گناهى شوند، خداوند باندازه گناهشان آنها را كيفر مىدهد. خداوند به بزرگى و فضل و كرمش، پاداش را بيشتر از اندازه استحقاق مىدهد و گناه را عفو مىكند و اگر كيفر دهد، بقدر استحقاق كيفر مىدهد، نه بيشتر. حسن گويد: منظور از «حسنه» توحيد و منظور از «سيئه» شرك است. بيشتر مفسران نيز بر همين عقيدهاند. طبق اين معنى اصل نيكيها توحيد و اصل بديها شرك است.
(وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ): در باره كسى ظلمى صورت نمىگيرد، زيرا بيشتر از اندازه