ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٠ - مقصود
بيان آيه ٦ تا ٩
لغت
سؤال: پرسش قصص: مطالبى كه بدنبال يكديگر مىآيند و بهم مربوطند.
وزن: سنجش چيزى با ديگرى براى معلوم شدن مقدار آن. در عين حال در موارد ديگرى هم استعمال ميشود. مثل وزن شعر. شاعر گويد:
|
و اذا وضعت اباك فى ميزانهم |
رجحوا و شال ابوك فى الميزان |
|
يعنى: هر گاه پدرت را با آنها بسنجى، پدرت داراى افتخاراتى است كه بر آنها فزونى دارد.
حق: گذاشتن هر چيزى بجاى خود بر طبق حكمت. اين كلمه به معناى مصدرى و وضعى هر دو استعمال ميشود. مثل «عدل» ثقل: طرفى كه بر اثر سنگينى در ميزان به پايين مىرود. ضد آن خفت است.
اعراب
(فَلَنَسْئَلَنَ): فاء عاطفه است و جملهاى را بجملهاى عطف كرده. بديهى است كه فاصله ميان هلاك و پرسش قيامت، زياد است، و اينجا بهتر بود «ثم» بكار رود. لكن خداوند با بكار بردن فاء، ميخواهد بفهماند كه در حقيقت فاصله كم و ناچيز است. چنان كه مىفرمايد:(اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ) (قمر ١: قيامت نزديك شد)
مقصود
قبلا مشركين را از عذاب دنيا ترسانيد. اكنون آنها را از عذاب آخرت، ترسانيده، مىفرمايد:
(فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ): در اينجا سوگند ياد مىكند