ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩١ - تفسير
آنچه گمان نمىكردند. و نمودار شد براى ايشان بديهاى آنچه كسب كردند و فرايشان گرفت آنچه مسخره مىكردند. و چون انسان را گزندى رسد بخواند ما را سپس چون او را از جانب خودمان نعمتى دهيم گويد: همانا داده شدهام آن را بر علمى، بلكه آن فتنه است و لكن اكثر مردم نمىدانند. محققا گفته است آن را كسانى كه پيش از آنان بودند پس بىنياز نكرد از ايشان آنچه را كه بودند كسب مىكردند.
تفسير:
زمانى كه خداوند سبحان دليلها را ذكر كرد و مردم در آنها نظر نكردند و مواعظ را بيان فرمود از آنها پند نگرفتند، پيامبر خود را دستور فرمود، با آنان محاكمه كند تا انجام دهد درباره ايشان آنچه استحقاق داشتند. پس گفت:
(قُلِ) (بگو) اى محمد ٦ بخوان به اين دعا( اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) (اى خداوند پديد آورنده آسمانها و زمين) يعنى اى آفريدگارشان و ايجاد كننده آسمانها و زمين( عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ) (داناى نهان و آشكار) يعنى داننده آنچه علمش از همه مردم پنهان است و اى داننده آنچه مردم مشاهده مىكنند و مى- دانند.
(أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ) (تو حكم كنى ميان بندگانت) روز قيامت( فِي ما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ) (در آن چه بودند در آن اختلاف مىكنند) در اين دنيا در امر دينشان و دنياشان و تفصيل بده ميان آنان به حق در حقوق و مظالم، يعنى حكم كن ميان من و قوم من به حق، و در اين بشارتى است براى مؤمنان به پيروزى و نصرت، زيرا خداوند كه پيغمبر خود را امر به دعا مىكند ناچار اجابت مىكند.
از «سعيد بن مسيب» نقل شده كه گفت: من آيهاى را در قرآن ميشناسم كه كسى نخواند آن را كه بواسطه آن از خداوند سؤال كند مگر آن كه خدا به او