ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤١ - تفسير
(الياس) اختلاف شده است.
«ابن مسعود» و «قتاده» گويند مراد از (الياس) «ادريس» ميباشد.
عدهاى گفتهاند: مراد از الياس يكى از پيامبران بنى اسرائيل بوده كه از فرزندان «هارون بن عمران» عموى «يسع» مىباشد و اين قول «ابن عباس» و «محمد بن اسحاق» و ديگران است كه گفتهاند كه «الياس» پس از «حزقيل» در اثر حوادث عظيمى كه در بنى اسرائيل اتفاق افتاده بود به نبوت مبعوث شد.
«يوشع بن نون» چون «شام» را فتح كرد «بنى اسرائيل» را در آن قرار داده و اين سرزمين را ميان ايشان تقسيم كرد، و سبطى از «الياس» را در «بعلبك» قرار داد و ميان ايشان پيمبرى مبعوث گرديد و پادشاه او را اجابت كرد، سپس زن پادشاه او را وادار كرد كه مرتد شده و با «الياس» مخالفت كند و او را بكشد، بدين طريق «الياس» راه فرار را پيش گرفته و به سوى بيابانها و كوهها فرار كرد.
برخى گفتهاند كه «الياس»، حضرت «اليسع» را جانشين خود براى مردم بنى اسرائيل قرار داد و خداوند «الياس» را از مقابل ديدگانشان بالا برده و لذت طعام و شراب را از آنان برداشت و به وى دو بال داد كه يك انسان زمينى به صورت يك فرشته آسمانى به پرواز در آمد و خداوند بر قوم او و بر پادشاه آنان دشمنى را مسلط كرد كه پادشاه و زن او را بقتل رسانيد و سپس خداوند «اليسع» را به عنوان رسالت در ميان ايشان مبعوث گردانيد كه بنى اسرائيل به وى ايمان آورده و او را بزرگ شمرده و از دستورش فرمان بردند. اين گفتار از «ابن عباس» مىباشد.
و گفته شده كه: «الياس» صاحب و گردش كننده بيابانها و «خضر» صاحب و گردش كننده جزيرهها بوده است.
«وهب» گويد: مراد از الياس «ذو الكفل» مىباشد.