ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٧ - تفسير
قرائت:
اهل كوفه غير از عاصم مگر «حماد» و «يحيى» از «ابى بكر» به (اماله) الف و ديگران به فتح و بدون (اماله) لفظ (حم) را قرائت كردهاند و هر دو لغت فصيح مىباشد.
لغت:
(حم) اگر اسم سورهاى باشد با اين شعر تأييد مىشود:
|
يذكرنى حاميم و الرمح شاجر |
فهلا تلاحم قبل التقدم |
|
عزيز به معنى غالب- توب جمع توبه است. طول به معنى نعمت دادن است كه مدت آن به طول انجامد.
اعراب:
(حم)- اين كلمه محلا يا منصوب است كه مفعول فعل مقدّر (اتل) باشد و يا مرفوع است كه خبر مبتداى مقدر (هذا) باشد و يا مجرور است به حرف (قسم).
«على بن عيسى» ميم را نصب داده به اين كه اسم سوره باشد و چون بر وزن (هابيل) است، تنوين پذير نمىباشد.
تفسير:
(حم) (حام- ميم) سخنانى را در اين لفظ يادآور شديم و نيز گفتهاند خداوند با اين لفظ به حلم و ملك خود قسم خورد هر كه به خدا پناه برد و با اخلاص از قلب (لا اله الا اللَّه) بگويد خداوند او را عذاب نمىكند، و اين سخن «قرظى» است و برخى گفتهاند كه( (حم)) آغاز نامهاى خداوند است كه عبارت است از:
حليم، حميد، حكيم، حىّ، حنان، ملك، مجيد، مبدى، معيد، و اين گفتار «عطاء خراسانى» مىباشد.
و گفته شده كه (حم) يعنى قضا و انجام شد آنچه بود، و اين سخن از «كلبى» نقل شده است.