ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦ - «ذبح و ذبيح»
برخى گفتهاند: چون پدر، فرزند خود را و فرزند، جان خود را تسليم خداوند كرد.
(وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ) (و به زمين افكندش به پيشانى) يعنى خوابانيدش به پيشانى، و اين سخن «حسن» است.
«ابن عباس» گويد: پيشانى او را بر زمين قرار داد تا صورت او را نديده و دستخوش رقت و مهر پدرى نگردد.
روايت شده كه «اسماعيل» بر پدر خود گفت: در حالى كه سجده ميكنم مرا ذبح كن و به چهرهام ننگر تا رحم كرده و مرا نكشى.
(وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ) (و خوانديم او را كه اى ابراهيم) يعنى او را بدين صورت خوانديم.
(قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا) (به حقيقت راست آوردى خواب را) يعنى انجام دادى آن چه كه در خواب به تو فرمان داديم( إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ) (همانا ما بدينسان پاداش دهيم نيكوكاران را) يعنى ما پاداش دهيم آنان را كه با تسليم و فرمانبرى از امر خداوند مانند.
ابراهيم و اسماعيل، نيكوكارى كردند به مانند پاداشى كه به آن دو داديم كه در مقابل امر به ذبح عفو و بخشش كرديم ايشان را.
(إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ) (همانا اين است آن آزمايش آشكار) يعنى اين همان امتحان و آزمايش آشكار و شديد است.
و يا: اين همان نعمت آشكار است، و اين كه به نعمت (بلاء) گفته شده چون انگيزهاى كه انسان را به نعمت مىرساند عبارت از (بلاء) مىباشد، چنان كه به اسباب موت، لفظ موت به كار مىرود زيرا كه آنها مؤدى به موت مىشوند.
«ذبح و ذبيح»
درباره ذبيح يعنى آن كه مىبايست ذبح شود دانشمندان دو گونه