ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٤ - تفسير
و نيز گفته شده كه: اين امرى است كه براى از ميان رفتن نعمت و نزول شدت بما وارد شده است، چه اين كه اعتقاد داشتند اگر در عبادت بتها و خدايانشان كوتاهى و متاركه كنند، قحط و شدت بر ايشان نازل مىشود.
و نيز خداوند از قول ايشان نقل مىكند كه گفتند:
(ما سَمِعْنا بِهذا) (نشنيدهايم به اين) كه بخواند «محمد» ٦ ما را به سوى توحيد و اين كه غير از (اللَّه) را ترك كنيم!( فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ) (در ملت آخر) «ابن عباس» گويد: منظورشان «نصرانيان» است كه آخرين ملتها بودند و گويد: كه نصرانيان اهل توحيد نبودند چه اين كه مىگفتند خداوند (سومين سه گانه است) برخى گفتهاند: منظور از ملت آخر خود «قريش» مىباشد، يعنى اين سخن را از ملت اين زمان نشنيدهايم. و اين نظر «مجاهد و قتاده» است.
«حسن» گويد: يعنى ما نشنيدهايم در آخر الزمان چنين چيزى بوجود خواهد آمد.
(إِنْ هذا) (نيست اين) كه محمد ٦ مىگويد،( إِلَّا اخْتِلاقٌ) (مگر دروغ ساختنى) سپس كافران منكر مىشوند كه از ميان ايشان تنها محمد ٦ به نزول قرآن و نبوت اختصاص داشته باشد و مىگويند:
(أَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا) (آيا نازل شده است ذكر بر او از ميان ما) يعنى چگونه قرآن بر محمد نازل شده در حالى كه از نظر سن و سال از ما بزرگتر نيست و از حيث شرف از ما برتر نمىباشد.
(بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي) (بلكه ايشان در شك هستند از ذكر من) يعنى ايشان را بر اين سخن وا نمىدارد مگر اين كه شك مىكنند در ذكر من كه به رسولم نازل كردهام