ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٧ - اعراب
است، يعنى قرآن را به عمل خود عرضه كن.
قرائت دوم نظر «ثقفى» بوده كه (صاد) را به فتح (دال) خوانده است و توجيه آن نيز بر دو گونه است اول اين كه فتحه اخف از كسره است و دوم اين كه (صاد) علم باشد بر سوره و غير منصرف باشد.
قرائت سوم كه قرائت مورد انتخاب است به وقف (صاد) مىباشد چون (صاد) از حروف هجاء بوده و لازمه آن وقف است.
عجاب- اين كلمه با تشديد به معنى زياده روى در تعجب است كه مرحله اول (عجيب)، مرحله دوم (عجاب) به تخفيف و مرحله سوم از نظر شدت (عجّاب) به تشديد مىباشد.
شقاق- به معنى خلاف است و اصل اين كلمه از قرار گرفتن يكى از دو فرقه در جانبى و سمتى مىباشد، گفته مىشود، فلانى شق عصاى اجتماع مىكند يعنى به خلاف ايشان كار مىكند.
مناص- اين كلمه از (نوص) بوده و به معنى تأخر است و در مقابل آن (بوص) بوده كه به معنى تقدم مىباشد.
اعراب
(وَ الْقُرْآنِ)- حرف (واو) قسم بوده و جواب آن را چند گونه دانستهاند كه به ترتيب توجه مىكنيد:
١- جواب قسم محذوف بوده و تقدير چنين باشد (لقد جاء الحق و ظهر الامر) زيرا كه حذف در جواب رساتر مىباشد چون در اين صورت جواب قسم عموميت داشته و به يك معنى اختصاص پيدا نمىكند.
٢- جواب قسم عبارت از ٦ به معنى (صدق) است كه مقصود چنين است (سوگند به قرآن كه محمد ٦ راست مىگويد) ٣- جواب قسم چيزى است كه اين جمله جاى او را گرفته است( (كَمْ أَهْلَكْنا)) و يا چيزى بوده كه به جاى آن( (بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا)) قرار داده شده