ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٥ - شرح لغات
بدرستى كه شما مىگذريد بر ايشان بامداد كنندگان. و به شب، آيا پس تعقل نمىكنيد. و همانا يونس از مرسلان است. هنگامى كه گريخت به كشتى انباشته. پس قرعه زد، پس شد از افتاده شدگان. پس فرو بردش ماهى و او بود نكوهيده. پس اگر نبود كه او از تسبيح كنندگان بود. هر آينه درنگ مىكرد در شكمش تا روزى كه مبعوث شوند. پس انداختيمش به هامون و او بيمار بود. و رويانديم براى او درختى از كدو. و فرستاديم او را به صد هزار يا مىافزودند. پس ايمان آوردند، پس كامرانشان كرديم تا هنگامى.
قرائت
حضرت صادق (ع) بجاى (او) اين كلمه را (و يزيدون) با (واو) خوانده و جهتش روشن است.
شرح لغات
غابر- اين كلمه باقيمانده اندك چيزى را گويند كه از ميان رفته است و بدين جهت گرد را (غبار) گويند كه اندكى از خاك بوده كه باقى مانده است.
تدمير- اين كلمه به معنى هلاكت بر اساس مخالفت و نكوهش است.
ابق- كسى را گويند كه بگريزد و صاحبش به آن دست نتواند پيدا كند.
مشحون- به معنى مملو و آكنده و انباشته مىباشد.
مساهمه- به معنى قرعه زدن را گويند كه بواسطه انداختن تير انجام شود.
دحض- به معنى سقوط كردن است، مىگويند: (دحضت حجته) يعنى ساقط شد حجت او. يا گويند: (ادحضها اللَّه) پرت و منحرف و ساقط كرد خداوند او را، كه (دحض) در اينجا از (زلق) به معنى لغزش گرفته شده زيرا كه عابر در جاى لغزان سقوط مىكند.
عراء- فضايى را گويند كه درخت و چيز ديگرى او را نپوشاند و گويند مراد از (عراء) زمين باير و خالى است.