ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٣ - لغت
هر آينه به تحقيق آمد شما را يوسف از پيش با نشانها پس همواره در شك بوديد از آنچه براى شما آورد تا گاهى كه مرد، گفتيد هرگز مبعوث نكند خداوند از پس او رسولى را، همچنين گمراه مىكند خداوند آن را كه اسراف كننده شكآور باشد.
آنان كه ستيزه مىكنند در آيات خداوند بدون دليلى كه بيايدشان، بزرگ باشد از نظر خشم نزد خداوند و نزد آنان كه ايمان آوردند، همچنين مهر گذارد خداوند بر هر قلب تكبر كننده جبار.
قرائت:
قلب متكبر- «ابو عمرو» و «ابن ذكوان» و «قتيبه» لفظ (قلب) را با تنوين مجرور خوانده و ديگران همه به صورت اضافه يعنى اضافه (قلب) به (متكبر) قرائت كردهاند.
«ابو على» گويد: آنان كه قلب را با تنوين خواندهاند، متكبر را صفت براى قلب قرار دادهاند، و منظور از قلب متكبر، متكبر بودن صاحب آن است چنان كه تصعير به صورت نسبت داده شده در اين آيه (و لا تصعر خدك)، «و مگردان به تكبر رويت را- لقمان- ١٨» و آنان كه قلب را مضاف دانستهاند گفتهاند (بر هر قلب متكبر)، ولى بايد چيزى در تقدير گرفت و الا معنى چنين مىشود كه (بر كل و تمامى قلب تكبر كننده) و در اين صورت لازم مىشود كه قلب داراى كل و جزء باشد، پس بايد توجيه كرد كه منظور (بر هر قلب كه قلبها باشد) است، پس فهميده شد منظور ظاهر لفظ نيست چون لفظ (طبع) كه ختم بر يك نكته معين است از نظر ظاهر درست نخواهد بود، لذا ناچاريم از اين دو لفظ معنى گستردهترى را استفاده كنيم.
لغت:
جبار- كسى را گويند كه با خشم و غضب مردم را به قتل برساند و (اجبر فهو جبار) مانند (ادرك و هو دراك) است و براى اين دو مثال سومى نميباشد.