ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٧ - تفسير
تفسير:
اكنون خداوند به بيان حال دو فرقه حق و باطل اشاره كرده و فرمايد:
(فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ) (پس كيست ظالمتر از آن كه به خدا دروغ بست) به اين كه گفت براى خدا فرزند و شريك مىباشد.
(وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ) (و به راستى تكذيب كرد) كه توحيد و قرآن باشد( إِذْ جاءَهُ) (زمانى كه بيامدش)، سپس خداوند تهديد كرده آن كه را به اين حالت بوده و مىگويد:
(أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ) (آيا در جهنم جايگاهى براى كافران نيست) يعنى منزل و مقامى براى منكران حق در جهنم نيست؟! و منظور از اين استفهام تثبيت و تقرير است، يعنى محققا جايگاهى بر ايشان در بهشت خواهد بود.
(وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ) (و آن كه آورد صدق را و تصديق كرد آن را).
در معنى آيه فوق اختلاف شده، برخى گفتهاند مراد از:( (وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ)) حضرت محمد ٦ است كه قرآن را آورده و مؤمنان او را تصديق كردند و او حجت ايشان در دنيا و آخرت است. و اين سخن «ابن زيد، قتاده، و مقاتل» است و استدلال كردهاند به اين كه خدا مىگويد:
(أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ) (ايشان آنانند پرهيزكاران).
و نيز گفته شده منظور از:( (وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ)) «جبرئيل» است كه قرآن را آورده و محمد ٦ آن را تصديق و قبول كرده است و اين قول «سدى» است.
و برخى گفتهاند: منظور از( (الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ)) حضرت محمد بوده كه بر وى كلمه (لا اله الا اللَّه) آمده كه آن را تصديق كرده و آن را تبليغ نموده است و اين گفتار «ابن عباس» است و گويد: اگر تصديق كننده غير از محمد ٦ باشد