ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٨ - تفسير
اگر يورش مىآورد سختتر از من بود و اگر به يارى مىطلبيد بيش از من مىتوانست. و اين سخن «ضحاك» است.
(قالَ) (گفت) داود( لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ) (به حقيقت بر تو ستم كرده با درخواست ميشت) يعنى اگر امر آن چنان است كه تو ادعا مىكنى حقا به تو ستم كرده كه خواسته است كه ميش تو را به ميشهاى خود منضم كند:
(إِلى نِعاجِهِ) (به ميشهاى خود) پس مصدر به مفعول له اضافه شده است.
(وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ) (و همانا بسيارى از آميختگان) يعنى بسيارى از شريكان، و لفظ (خلطاء) جمع (خليط) است.
(لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ) (هر آينه ستم مىكند بعضى بر بعض ديگر) سپس خداوند از ميان شريكان كه برخى بر برخ ديگر ستم مىكنند عدهاى را جدا كرده و مىفرمايد:
(إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) (مگر آنان كه ايمان آورده و عمل صالح كنند) كه ايشان هرگز به همديگر و به شريك خود ستم نمىكنند.
(وَ قَلِيلٌ ما هُمْ) (و اندكند ايشان) لفظ (ما) در اين جمله زايد است( وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ) (و گمان كرد داود كه آزمايش كرديم او را) يعنى داود دانست كه ما او را ابتلاء و اختبار كردهايم.
«على بن عيسى» گفته است: يعنى سخت كرديم بر او تعبد را.
و نيز گفتهاند: مراد از لفظ (ظن) همان خلاف يقين است.
(فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ) (پس استغفار كرد پروردگارش را) يعنى از خداوند درخواست آمرزش و طلب پوشش كرد.
(وَ خَرَّ راكِعاً) (و به روى افتاد و ركوع كننده) يعنى نماز گزارد.
(وَ أَنابَ) (و بازگشت) به سوى او. و گفتهاند: به زمين افتاد و خدا را سجده كرد و به سوى او رجوع كرد، چه اين كه گاهى از سجده به عنوان ركوع