نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٥ - ٥ اراده تشريعى الهى و راه كشف آن
مىخواهد و مردم مكلَّف به انجام آن هستند. بنابراين، احكام اسلامى يعنى آنچه اراده تشريعى الهى به آن تعلق گرفته است.
اكنون اين پرسش مطرح است كه چگونه مىتوان به اراده تشريعى و خواست خداوند پى برد؟ چند راه براى كشفِ اراده تشريعىِ خداوند وجود دارد: گاهى حكم اسلام به وسيله آيات قرآن كشف مىشود؛ مثلا چگونگى «مجازات سارق» را مىتوان از اين آيه قرآن كشف كرد: وَ السّارِقُ وَ السّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالاً مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ [١]= و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كردهاند، دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا بِبُريد، و خداوند توانا و حكيم است.
نيز از اين آيه شريفه مىتوان به قانون «مجازات مرد و زن زناكار» پى برد: الزّانِيَةُ وَ الزّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِد مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَة وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِين[٢]= به هر زن زناكار و مرد زناكارى صد تازيانه بزنيد، و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، در (كار) دين خدا، نسبت به آن دو دلسوزى نكنيد، و بايد گروهى از مؤمنان در كيفر آن دو حضور يابند.
اين آيات و امثال آن راهى براى كشف «اراده تشريعىِ خداوند متعال» يا «قانون اسلام» است. به عبارت ديگر، دليل اثباتِ قانون مجازاتِ قطع دست دزد يا صد تازيانه براى زناكار، آيات قرآن كريماست.
اما وحى آسمانى منحصر به آيات قرآن كريم نيست، بلكه وحى غيرقرآنى نيز داريم. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به عنوان مبيِّن و مفسِّر قرآن، مطالب غيرقرآنى را كه از خداوند متعال دريافت كرده بود، براى مردم بيان مىداشت، كه از آنها به «سنّت» پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) يا سيره و بناى عملى آن حضرت ياد مىشود. اين مطلب در مورد ائمه معصومين و اهلبيت(عليهم السلام) نيز صادق است. بنابراين، راه دوم براى كشفِ احكام اسلام همان سنّت و سيره پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و امامان معصوم(عليهم السلام) است. مثلا حكم رجم در قرآن كريم نيامده است، ولى از كلمات پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمه معصومين(عليهم السلام) قانون رجم[٣] به دست مىآيد.
[١] مائده (٥)، ٣٨. [٢] نور (٢٤)، ٢؛ آيات ديگر قرآن كريم در حرمت فعل زنا از اين قرار است: فرقان (٢٥)، ٦٨؛ ممتحنه (٦٠)، ١٢؛ اسراء (١٧)، ٣٢؛ نور (٢٤)، ٣. [٣] «رجم» در لغت به معناى سنگ زدن، سنگسار كردن، دشنام دادن و نفرين كردن است و در اصطلاح فقه، حدّ زناى مُحصِنه است و عبارت از آن است كه به مرد يا زن زناكار آنقدر سنگ پرتاب كنند تا بميرد. و مراد از «مُحصن» مرد زندار است و مراد از «مُحصنه» زنى است كه شوهر دارد. پس هر گاه مرد زندار با زن اجنبى زنا نمايد، يا زن شوهردار با مرد اجنبى زنا نمايد، مجازات او از نظر اسلام «رَجْم» و سنگسار است. در اين باره يه يك روايت اشاره مىشود: عن ابى بصير، عن ابى عبداللّه(عليه السلام) قال: الرّجمُ حدُّ اللّه الاكبر، و الجَلدُ حدُّ اللّه الاصغرُ، فاذا زنى الرَّجُلُ المُحصِنُ رُجِمَ وَ لَم يُجَلَّدُ= ابى بصير از امام صادق(عليه السلام) نقل مىكند كه آن حضرت فرمود: رجم، حدّ بزرگ خدا است، و شلاق حدّ كوچك خدا است، پس هرگاه مرد زندار زنا نمايد، سنگسار مىشود و شلاق زده نمىشود. (وسائل الشيعه، ج٨٢،ص ٣٤٦).