نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٧ - ٧ دفاع از حقوق انسانيت
ندارند. در اين وضعيت كه مظلومان فلسطين قدرت دفاع از خويش را ندارند، بر همه مسلمانان واجب است به كمك آنان شتافته، آنان را در دفاع از سرزمين و حيثيت خويش يارى رسانند.
در اين حال، عدهاى نادان و مغرض اين سخن عوامفريب را در روزنامهها و مجامع عمومى مطرح مىسازند كه: ما دچار مشكلات داخلى هستيم و حمله اسراييل به فلسطينىها به ما مربوط نيست و چرا براى آنان پول بفرستيم؟! درباره اينان بايد گفت، اين عده، از تعاليم اسلام آگاهى ندارند و نمىدانند كه حمايت از مسلمانان مظلوم در هر نقطه از دنيا يك واجب تخلفناپذير است. اين امر نه تنها بر مردان واجب است بلكه زنان نيز داراى وظيفه هستند. مرحوم مطهرى هم در آن زمان با چنين افرادى مواجه بود و سرانجام نيز به دست همين نااهلان به شهادت رسيد. او در طرح مباحث خويش كمتر عبارت فقها و علما را نقل مىكرد، ولى در اينجا، عبارتى عربى را به عنوان مصداق و شاهد بيان مىكند، و اين امر نشاندهنده مظلوميت و غربت آن بزرگوار است. به عبارت ديگر، او در موقعيتى بود كه لازم مىدانست براى تأييد سخن خود از سخنان علماى ديگر شاهد بياورد. از اين رو عبارتى را از مسالك الافهام بيان مىكند.
به نظر بنده شهيد مطهرى با طرح بحث «دفاع از حقوق انسانيت» نوآورى خاصى را در باب جهاد و دفاع مطرح ساخت. تأكيد مىكنم كه نوآورى به معناى بدعتگذارى نيست، بلكه به معناى كشف حقايقى از دين است كه قبلا مورد توجه قرار نگرفته است. شهيد مطهرى مىگويد، جنگهاى اسلامى به انگيزه دفاع است، ولى دفاع داراى مفهومى وسيع و پردامنه است و يكى از مصاديق آن دفاع از حقوق انسانيت است.
ممكن است عدهاى تصور كنند كه منظور از «حقوق انسانيت» همان «حقوق بشر» است كه در «اعلاميه جهانى حقوق بشر» آمده است؛ اعلاميهاى كه برخى مواد آن با اسلام سازگار نيست. بايد تأكيد كنيم كه چنين تصورى نادرست است و منظور شهيد مطهرى از «حقوق انسانيت»، خداپرستى و توحيد است. يكى از بزرگترين حقوق انسانها يگانهپرستى است. آنان در هر گوشهاى از اين دنيا كه باشند حق دارند خدا را شناخته و او را پرستش كنند. اگر كسى مانع اين كار شود، به حقوق بشريت تجاوز كرده و «صدّ عن سبيل الله»[١] نموده و مانع
[١] يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتال فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ... (بقره، ٢١٧)= از تو در باره كارزار در ماه حرام مىپرسند. بگو: كارزار در آن، گناهى بزرگ و بازداشتن از راه خدا و كفر ورزيدن به او و بازداشتن از مسجد الحرام، و بيرون راندن اهل آن از آنجا، نزد خدا گناهى بزرگتر، و فتنه (شرك) از كشتار بزرگتر است... .
برخى آيات ديگر در باره «صدّ عن سبيل الله» (بازداشتن از راه خدا) از اين قرار است: نساء (٤)، ١٦٧؛ توبه (٩)، ٩ و ٣٤؛ نحل (١٦)، ٨٨؛ محمد (٤٧)، ١ و ٣٤؛ مجادله (٥٨)، ١٦؛ منافقون (٦٣)، ٢؛ آل عمران (٣)، ٩٩؛ انفال (٨) ٣٤ و ٤٧؛ هود (١١)، ١٩ و ابراهيم (١٤)، ٣.