نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨ - ٥ ديدگاه اسلام در باره هدف حكومت
بتوانند در سايه آن به كمالات معنوى و قرب الهى برسند. پس، از ديدگاه اسلامى، در رأس وظايف حكومت اجراى دستورات خداوند و تربيت و هدايت مردم به سوى او قرار دارد. خدا دين، انبيا و اوليا را فرستاد تا زمينه تكامل معنوى مردم فراهم گردد. سيدالشهدا(عليه السلام) موظف بود به منظور احياى دين خدا تا پاى جان پيش رود هر چند فرزند شيرخوار او نيز در اين راه به شهادت برسد.
آيا دين اسلام با اين بينش مىتواند نسبت به اهداف معنوى بىتفاوت باشد؟ هدف اصلى دين و بالاترين وظيفه حكومت ترويج دين، احياى سنّتهاى نيك و مبارزه با بدعتها و خرافات است.
امام اميرالمؤمنين(عليه السلام) در فرازى از كلام خويش در باب ضرورت حكومت مىفرمايد:
و إنّه لابُدَّ لِلنّاسِ مِن أمير بَرٍّ أو فاجِر يَعمَلُ فى إمرَتِهِ المؤمِنُ، وَ يَستَمتِعُ فيهَا الكافرُ، و يُبَلِّغُ اللّهُ فيها الأجَلَ، و يُجْمَعُ بِهِ الفَىْءُ، و يُقاتَلُ بِهِ العَدُوُّ، و تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ، و يُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعيفِ مِنَ القَوىّ حتّى يَستَريحَ بَرٌّ و يُستَراحَ مِن فاجِر[١]= و همانا مردم به زمامدار نيك يا بد نيازمندند، تا مؤمنان در سايه حكومت، به كار خود مشغول و كافران هم بهرهمند شوند، و مردم در استقرار حكومت زندگى كنند. به وسيله حكومت بيتالمال جمعآورى مىگردد و به كمك آن با دشمنان مىتوان مبارزه كرد. جادهها امن و امان، و حق ضعيفان از نيرومندان گرفته مىشود، نيكوكاران در رفاه و از دست بد كاران در امان مىباشند.
جامعه بدون حكومت اداره نمىشود. حتى اگر حكومت صالحى وجود نداشت، حكومت شخص فاجر بهتر از نبود حكومت است. چون بىحكومتى منجرّ به هرج و مرج و ناامنى مىگردد و زمينه رشد و تكامل مادى و معنوى را نابود مىنمايد. حكومتى كه توسط اهل فسق و فجور اداره گردد، چنانچه امنيت جامعه را تأمين نمايد، از نبود حكومت بهتر است. جامعه بدون حكومت به جايى نمىرسد (لابدّ للناس من امير بَرٍّ او فاجر). در سايه حكومت و تأمين امنيت، مؤمنْ كار و وظيفه خويش را انجام داده مسير تكاملى خويش را طى مىنمايد (يَعْمَلُ فِى إِمْرَتِهِ المؤمن)، ضمناً كفار هم از زندگى بهره مىبرند. حكمت الهى اقتضا مىكند كه در دنيا هم مؤمنان و هم كفار از نعمتهاى خدا استفاده نمايند. در اين ميان، كفار چون كفران نعمت مىنمايند و از نعمتهاى او سوء استفاده مىكنند، در دنيا يا آخرت يا هر دو، به نتايج اعمال
[١] نهجالبلاغه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، خطبه ٤٠.