نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٦ - ٤ دخالت حكومت اسلامى در حريم مالكيت خصوصى
مردم بنىاسراييل، ماهيان را روز شنبه حبس كرده و در روز يكشنبه به راحتى همه آنها را صيد مىنمودند. اگر به آنها گفته مىشد: چرا روز شنبه صيد مىكنيد؟! مىگفتند ما روز شنبه صيد نكرديم! صيد آن است كه ماهى را از آب خارج كرده و از گوشت آن استفاده كنيم. اين حيله باعث شد عذاب خداوند بر آنها نازل گردد و همه گناهكاران به صورت ميمون مسخ شدند:فَلَمّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِين[١]= و چون از آنچه از آن نهى شده بودند سرپيچى كردند، به آنان گفتيم: بوزينگانى باشيد رانده شده.
اصل داستان «اصحاب سبت» در قرآن كريم آمده و در روايات اسلامى توضيحات بيشترى در اين باره وارد شده است. اصحاب سبت سه گروه بودند: گروه اول، كسانى كه قانون الهى را نقض كرده و به صيد ماهى پرداختند؛ گروه دوم، كسانى كه ماهى نمىگرفتند، ولى ساكت بودند و به گروه اول اعتراض نمىكردند؛ گروه سوم، كسانى كه نه تنها صيد نمىكردند بلكه به گناهكاران اعتراض كرده و از آنان مىخواستند با دين خدا بازى نكنند. البته نصيحت آنان تأثيرى نداشت و گناهكاران دست از صيد بر نداشتند. در اين ميان، عدهاى به گروه اخير اعتراض كرده و مىگفتند: خودتان را خسته نكنيد، موعظه و نهى از منكر بىتأثير است: وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِيدا[٢]= و آن گاه كه گروهى از ايشان گفتند: براى چه قومى را كه خدا هلاك كننده ايشان است، يا آنان را به عذابى سخت عذاب خواهد كرد، پند مىدهيد؟
پاسخ گروه سوم اين بود كه: قالُوا مَعْذِرَةً إِلى رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُون[٣]= گفتند: تا معذرتى پيش پروردگارتان باشد، و شايد كه آنان پرهيزگارى كنند.
اين عده گفتند: ما علاوه بر اين كه وظيفه داريم خودمان احكام الهى را رعايت كنيم و از صيد در روز شنبه بپرهيزيم، موظف به امر به معروف و نهى از منكر هستيم. اين كار دو فايده دارد: اولا، حجت الهى بر گروه گناهكاران تمام شده و ما در پيشگاه خداوند عذر داريم؛ ثانيا، احتمال ضعيفى در ميان است كه گناهكاران دست از گناه برداشته و تحت تأثير امر به معروف و نهىاز منكر متنبّه گردند. درصد هر يك از اين سه گروه، در روايات اسلامى تعيين نشده است؛
[١] اعراف (٧)، ١٦٦. [٢] همان. [٣] همان.