نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - ٢ فساد در حكومت، انگيزه قتل خليفه سوم
پليدترين انسانها قرار دارند. از نظر حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام)، بدترين انسان، پيشواى غيرعادل و ستمپيشهاى است كه خودش گمراه است و ديگران نيز به وسيله او گمراه مىگردند. علامت چنين شخصى هم ايناست:
فَاَماتَ سُنّةً معلومةٌ، و أحْيا بِدْعَةً متروكة؛ در مقابل بهترين بندگان كه سنّتها را احيا مىكنند، بدترين انسانها قرار دارند و آنان كسانى هستند كه سنّتهاى دينى را ترك، و بدعتها را زندهمىكنند!
وَ إنّى سَمِعْتُ رَسولَ اللّه(صلى الله عليه وآله) يقولُ: يُؤتى يَومَ القيامَةِ بالامامِ الجائِرِ و لَيْسَ مَعَهُ نَصيرٌ و لا عاذِرٌ فَيُلْقى فى نارِ جهنَّمَ فَيَدُورُ فيها كما تدورُ الرَّحى ثمَّ يَرتَبِطُ فى قَعرِها. وَ إنّى أُنْشِدُكَ اللّهَ أَلاّ تكونَ إمامَ هذِهِ الأمَّةِ المَقتولَ فَاِنَّهُ كانَ يُقالُ: يُقتَلُ فى هذِهِ الأمَّةِ إمامٌ يَفتَحُ عليها القَتلَ و القِتالَ الى يومِ القيامَةِ و يلبِسُ أُمورَها عَلَيها و يَبُثُّ الفِتَنَ فيها فَلا يُبصِرونَ الحَقَّ مِنَ الباطِلِ، يَموجونَ فيها مَوجاً وَ يَمرُجونَ فيها مَرْجاً. فلا تكونَنَّ لِمَروانَ سَيِّقَةً يَسوقُكَ حَيثُ شاءَ بَعدَ جلالِ السِّنِّ و تَقَضِّى العُمْرِ. فقالَ لَهُ عثمانُ: كَلِّمِ النّاسَ فى أنْ يؤَجِّلونى حَتّى أَخرُجَ اليهِم مِن مَظالمهم. فَقال(عليه السلام)ما كانَ بِالْمدينةِ فَلا أَجَلَ فيه، وَ ما غابَ فَأَجَلُهُ وُصولُ أمرِكَ إِلَيْه[١]= من از پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)شنيدم كه فرمود: «روز قيامت رهبر ستمگر را بياورند كه نه ياورى دارد و نه كسى عذر او را مىپذيرد، پس او را در آتش جهنم افكنند، و در آن چنان مىچرخد كه سنگ آسياب، تا به قعر دوزخ رسيده به زنجير كشيده شود». من تو را به خدا سوگند مىدهم كه امام كشته شده اين امّت مباشى، چرا كه پيش از اين گفته مىشد: «در ميان اين امت، امامى به قتل خواهد رسيد كه دَرِ كشتار تا روز قيامت گشوده خواهد شد و كارهاى امت اسلامى با آن مشتبه شود، و فتنه و فساد در ميانشان گسترش يابد، تا آنجا كه حق را از باطل نمىشناسند، و به سختى در آن فتنهها غوطهور مىگردند». براى مروان[٢] چونان حيوان به غارت گرفته مباش كه تو را هر جا خواست براند، آن هم پس از ساليانى كه از عمر تو گذشته[٣] و تجربهاى كه به دست آوردهاى. عثمان گفت: «با مردم صحبت كن كه مرا مهلت دهند تا از عهده ستمى كه به آنان رفته برآيم»، امام(عليه السلام)فرمود: آنچه در مدينه است به مهلت نياز ندارد، و آنچه مربوط به بيرون مدينه باشد تا رسيدن فرمانت مهلتدارد.
[١] نهجالبلاغه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، خطبه ١٦٣. [٢] مروان داماد عثمان و منشى او بود و در او نفوذ بسيار داشت. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) او و پدرش را تبعيد كرده بود، در زمان عثمان آزاد و داماد عثمان و سپس همه كاره او گرديد و او را عامل اصلى كشته شدن عثمان مىدانند. [٣] عثمان هشتاد سال عمر كرد.