نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٧
متأسفانه بايد اعتراف كنيم كه برخى از ما قدر اين انقلاب را ندانستيم و از اين رو، در حفظ و نگهدارى دستآوردهاى آن تلاش شايسته نكرديم. متأسفانه به تدريج مىرود شرايطى فراهم گردد كه ممكن است خداى ناكرده مصداق آيه شريفه «وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيد» قرار گيريم.
در برخى موارد، رفتارها، سياستها و گفتههاى برخى مسؤولان، شايسته اين نظام و انقلاب نيست. اعمال و رفتار افراد و تناسب آنها با انقلاب و نظام اسلامى حتماً بايد مورد ارزيابى و ارزشگذارى قرار گيرد. عدهاى خيال مىكنند آنچه انجام مىدهند نه تنها ضررى براى انقلاب ندارد، بلكه بسيار هم خوب و مناسب، و علامت قدردانى از انقلاب است! متأسفانه برخى از مسؤولان در طول دوره مسؤوليتشان حتى يك كار براى اسلام انجام ندادهاند و برخى اعمال ايشان صد در صد ضد اسلام بوده است! وقتى به اين مسؤول گفته شد در دوران مسؤوليت شما ارزشهاى اسلامى كمرنگ شده است، در پاسخ گفت: چه ارزشى بالاتر از آزادى، ما بزرگترين ارزش را براى جامعه تأمين كرديم! آرى، ارزشى كه او داد و بدان افتخار مىكند، آن است كه برخى افراد لاابالى مىتوانند آزادانه در مجالس شبنشينى آنچنانى و عشرتكدهها شركت كنند! ارزشى كه اين شخص آورده اين است كه همانند زمان شاه مراسم دختر برگزيده برگزار شود و به عنوان جشنواره دختر و پسر را به صورت مختلط دور هم جمع كرده در واقع، مسابقه سوت برگزار كنند! دستآورد انقلاب اسلامى و حاصل خون صدها هزار شهيد آن است كه براى دختران مسابقه گذاشته و آنان سوت بكشند! آيا ارزشى بالاتر از اين براى مردم و جوانان ما وجود ندارد؟! غير از اينها، كارهاى ديگرى صورت مىدهند كه از بدترين گناهان است، به گونهاى كه قابل ذكر نيست.
مىگويند يكى از شعارهاى انقلاب اسلامى، آزادى بود، و اكنون آزادى برقرار شده است؛ بنابراين مانعى ندارد كه اهداف اسلام پايمال شده، دين اسلام مورد نقد قرار گيرد و از قانونيت بيفتد!! متأسفانه در اين چند سال اخير دهها و صدها مقاله عليه ضروريات اسلام نوشته شده و سخنرانىها انجام گرفته و مىگيرد و در مقدسترين جايگاه و در محافل رسمى كشور، عليه اسلام و نظام جمهورى اسلامى ايران سخنرانى مىكنند! اينان ثمره خون صدها هزار شهيد را بر باد داده و به شرف انسانى، ملى و اسلامى اين كشور آسيب مىرسانند و با اين همه اعمال خلاف، خود را خدمتگزار مردم معرفى مىكنند! هرگاه نيز كسى عليه آنان سخنى بگويد او را