نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٩ - ١٠ سركوب دشمنان دين
است. بالاترين هدف تشريع جهاد و دفاع، حفظ پرستشگاههاى خدا و نيز حراست از ارزشهاى اسلامى و دينى است: وَ لَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْض لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللّهِ كَثِيرا.[١]
بايد جامعه به گونهاى باشد كه مردم به خدا توجه پيدا كنند و براى آنان انجام مراسم عبادى، پرستش خدا، احيا و اقامه ارزشهاى الهى آسان باشد. گاه پرستشگاهها در معرض خطر يا ويرانى هستند، اما نه با بمب و موشك، بلكه با توطئههاى فرهنگى. براى مثال، دستور مىدهند بايد برنامههاى دينى از مدارس حذف شوند! و يا با شيوههاى شيطانى ديگر كارى مىكنند كه جوانان و نوجوانان از مساجد، معابد و حسينيهها دور شده و سرگرم شهوات گردند! در اين حالت، دفاع به شيوه مناسب واجب است. قرآن كريم از كسانى ستايش مىكند كه وقتى آيات خدا نازل مىشود براى آنان حالت خشوع پيدا شده و اشك از ديدگانشان جارى مىشود: إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا[٢]= هر گاه آيات خداى رحمان برايشان خوانده مىشد، سجدهكنان و گريان به خاك مىافتادند.
خداى متعال اين گونه بندگانى را مىخواهد كه هر گاه آيات الهى را مىشنوند، از چشم ايشان اشك جارى شده و دلشان مىلرزد: إِذا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون[٣]= مؤمنان، همان كسانىاند كه چون خدا ياد شود دلهايشان بترسد، و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد، و بر پروردگار خود توكل مىكنند.
پيامبران آمدند و چنين مردمى را تربيت كردند، ولى گذشتِ زمان باعث كاهش تدريجى توجه به ارزشها شد: فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا[٤]= آنگاه، پس از آنان جانشينانى به جاى ماندند كه نماز را تباه ساخته و از هوسها پيروى كردند، و به زودى سزاى گمراهى خود را خواهند ديد.
روزگارى در اثر تربيت انبيا دلهاى مردم متوجه خدا بود به گونهاى كه هر گاه نام خدا برده مىشد اشك شوق از چشم آنان جارى مىشد؛ اما به تدريج اين ارزشها كمرنگتر شد و دلها متوجه لذتهاى مادى گرديد. بازار نماز كساد گشت و به جاى آن مراكز شهوترانى رواج پيدا
[١] حج (٢٢)، ٤٠. [٢] مريم (٢٩)، ٥٨. [٣] انفال (٨)، ٢. [٤] مريم (١٩)، ٥٩.