نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٣ - ٥ دفاع و امنيت در جوامع ساده
پيشرفتهايى حاصل شده است و خودمان بعضى ابزارها را ساخته يا اختراع كردهايم، ولى در مقابل سلاحهاى بسيار پيشرفته آنان قابل مقايسه نيست. تنها نقطه برترى ما ايمان ما به خدا و ارتباطمان با او است. اگر اين عامل مهم تقويت گردد، همه ضعفهاى ما را پوشش مىدهد، و اگر از اين عامل غفلت كنيم و تنها به اسباب مادى اعتماد كنيم، خداوند ما را به همين اسباب واگذار خواهد كرد. خداوند آنگاه به كمك مؤمنان خواهد آمد كه اميد و توكل مؤمنان به خداوند باشد. در اين حالت، نصرت الهى نازل شده و فرشتگان براى اطمينان قلوب مؤمنان فرود مىآيند:
الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيل[١]= همان كسانى كه برخى از مردم به ايشان گفتند: مردمان براى جنگ با شما گرد آمدهاند؛ پس، از آنان بترسيد. ولى اين سخن بر ايمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس است و نيكو حمايتگرىاست.
در صدر اسلام، مشركان و دشمنان اسلام با يكديگر متحد شده بر ضد اسلام توطئه كردند. هدف آنان نابود ساختن نظام اسلامى بود؛ اما چه نتيجهاى به بار آمد؟! وقتى به مسلمانان گفتند: چنين توطئهاى در كار است؛ آنان بر خدا اعتماد كردند و ايمان آنان راسختر گشت (قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ).
آن گاه كه مسلمانان بر خدا اعتماد كردند هيچ آسيبى به آنها نرسيد: فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَة مِنَ اللّهِ وَ فَضْل لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللّهِ وَ اللّهُ ذُو فَضْل عَظِيم. إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين[٢]= پس با نعمت و بخششى از جانب خدا، (از ميدان نبرد) بازگشتند، در حالى كه هيچ آسيبى به آنان نرسيده بود، و همچنان خشنودى خدا را پيروى كردند، و خداوند داراى بخششى عظيم است. در واقع، اين شيطان است كه دوستانش را مىترساند؛ پس اگر مؤمنيد از آنان مترسيد و از من بترسيد.
امروزه عدهاى دل ملت ما را خالى مىكنند و مىگويند: آمريكا چنين و چنان است، بايد با او بسازيم! قرآن مىفرمايد اينها شياطين هستند كه شما را مىترسانند (إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطان). كدام قدرت در مقابل اراده الهى توان عرض اندام دارد؟! شما توكلتان بر خدا باشد و از آنان ترسى به
[١] آل عمران (٣)، ١٧٣. [٢] همان، ١٧٤ - ١٧٥.