نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٣ - الف) مالكيت جامعه اسلامى
از آن را دارند. به عبارت ديگر، تمام مسلمانان، نسل اندر نسل و تمام نسلهاى آينده تا روز قيامت، هر كس كه در جامعه اسلامى به دنيا آيد، در اين ملك شريك هستند. اين يك نوع «مالكيت عمومى» است كه در اسلام براى جامعه در نظر گرفته شده است. اين نوع مالكيت داراى مصاديق متعدد است. يك مصداق آن كه همه فقها برآن اتفاق نظر دارند «اراضى مفتوح العنوة»[١] است. توضيح آن كه: هر گاه جنگى به رهبرى يا اذن پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) يا امام معصوم(عليه السلام) يا شخص مأذون از ناحيه امام(عليه السلام)صورت پذيرد و مسلمانان پيروز شده و دشمنان تار و مار گردند؛ در اين حالت، سرزمينهاى دشمن كه به تصرف نيروهاى اسلام درآمده و با قهر و غلبه فتح شده است، «زمينهاى مفتوح عنوة» محسوب مىگردد.
اما مالك اين زمينها كه به دست مسلمانان افتاده كيست؟ در حال حاضر مالك آن كفار نيستند، چون آنها يا كشته شدند، يا فرار كردند و يا به دست مسلمانان اسير گشتند. در مورد مالكيت اين گونه سرزمينها، در تمدنهاى گوناگون، قوانين متفاوتى وجود دارد: برخى، مالك اين زمينها را «دولت موقت» مىدانند. برخى در زمانهاى گذشته كه بيشتر جنگهاى قبيلهاى در ميان بود، «جنگجويان» را مالك مىدانستند. به اعتقاد اين عده، هر كس در جنگ شركت داشت، مالك اين زمينها مىشد و در پايان جنگ زمينها را بين جنگجويان و سربازان تقسيم مىكردند. در اين حالت، مالكيت از نوع «مالكيت شخصى» بود و سربازان مىتوانستند مثل اموال ديگر خويش در آن تصرف كنند؛ براى مثال، در آن زراعت كنند، بفروشند و يا به طرقى به ديگران واگذار كنند.
اما از نظر قوانين اسلام نه «دولت» و نه «جنگجويان» هيچ كدام مالك اين زمينها نيستند.
[١] مفتوح عنوة، مفتوح العنوة، مفتوحة عنوة: در لغت به معناى: گشوده شده به قهر و زور، و در اصطلاح فقه عبارت است از زمينهاى آباد كه مسلمانان از ديگران از راه قهر و غلبه، از طريق به كار بردن قواى نظامى به اذن امام گرفته باشند؛ خواه در اين بين عقد صلحى هم واقع شده باشد، و به موجب آن زمينهايى به مسلمانان واگذارده باشند، خواه نه. ولى اگر قبل از به كار بردن قواى نظامى صلحى واقع شود و زمينهايى به مسلمانان واگذار شده باشد، اين زمينها مشمول عنوان مفتوح عنوة نيست و جزو «اراضى انفال» محسوب است. هم چنين است اگر اراضى مذكور با اعمال قواى نظامى بدون اذن امام(عليه السلام)گرفته شده باشد كه در اين صورت هم جزء اراضى انفال است. اراضى مفتوح عنوة ملك غير مشاع همه مسلمين است و قابل افراز، تمليك و تملك نيست. به عبارت ديگر، داخل در قلمرو حقوق عمومى است و از قواعد مدنى و حقوق خصوصى تبعيت نمىكند؛ و عوايد آن جزو درآمد عمومى و بيت المال بوده است. عدهاى عراق، خراسان، شام و رى را جزو اراضى مذكور شمردهاند. ر.ك: على اكبر دهخدا، فرهنگ دهخدا، (تهران: دانشگاه تهران، ٧٧)، ج١٤، ص ٢١٢٥٧، واژه «مفتوح».