شعله هاي سرد (بررسی حسادت در قرآن و حدیث) - سروش، محمد علی - الصفحة ٩٢
چرا اين قرآن بر فرد بزرگ [و ثروتمندى] از دو شهر (مكّه و طايف) نازل نشده است؟» . در حقيقت، آنان از اين كه پيرو باشند، تكبّر مى ورزيدند و مى خواستند كه هميشه پيروى شونده باقى بمانند و ديگران از آنان پيروى كنند. در آيه ديگرى نيز آمده است كه مشركان در تحقير مسلمانان مى گفتند : «أَهؤلاء مَنَّ اللّه ُ عَلَيْهِمْ من بَيْنِنَا. [١] آيا اينها هستند كه خدا از ميان ما برگزيده [و نعمت اسلام و ايمان را به آنان ارزانى داشته ]است؟» . در چهل حديث امام خمينى رحمه الله ، آمده است : كبر، عبارت است از يك حالت نفسانيه كه انسان ترفّع كند و بزرگى كند و بزرگى فروشد بر غير خود، و اثر آن، اعمالى است كه از انسان صادر مى شود و آثارى است كه در خارج بروز مى كند كه گويند تكبّر كرد. و اين صفت، غير از عُجب است و از ثمرات و نتايج عجب است؛ زيرا عجب، خودپسندى است و كبر، بزرگى كردن بر غير و عظمت فروشى است. انسان كه در خود كمالى ديد، يك حالتى به او دست مى دهد كه آن عبارت از سرور و غَنج و تدلّل و غير آن است، و آن حالت را عجب گويند، و چون غير خود را فاقد آن كمالِ متوهّم گمان كرد، در او حالت ديگرى دست مى دهد كه آن، رؤيت تفوّق و تقدّم است، و از اين رؤيت، يك حالت بزرگى فروشى و ترفّع و تعظّمى دست دهد كه آن را كبر گويند. و اينها تمام در قلب و باطن است و اثر آن در ظاهر، چه در هيئت بدن، چه در افعال و اقوال باشد، تكبّر است. [٢] امّا با توجّه به بررسى احاديث « تكبّر »، « كبر » و « عُجب » معلوم مى شود كه ريشه همه اين صفات، حقارت نفس است، چنان كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد : ما مِنْ رَجُلٍ تَكَبَّرَ أَوْ تَجَبَّرَ إِلاّ لِذُلَّةٍ وَجَدَها فى نَفْسِهِ [٣] .
[١] انعام، آيه ٥٣.[٢] چهل حديث ، ص ٧٩ .[٣] الكافى ، ج ٢ ، ص ٣١٢.