اصول اعتقادات اهل سنت - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢
شما از غايب چيست؟ آيا مراد، غايب از ديد و نظر است؟ يا غايب از وجود، يعنى كسى كه در حقيقت وجود ندارد؟ اگر مقصود شق اوّل است پس شامل صدا زدن ذات خداى تعالى نيز مىشود كه منادى از ديدشما غايب است بحكم «لاتدركه الابصار» و اگر مقصود شق دوم است، ارواح پيامبران و اوليا كجا معدومند؟ در بحث قبلى ثابت شد كه آنها وجود و همچنين تصرف و شعور و ادراك دارند و از مباحث فصل گذشته روشن گرديد كه ارواح طيبه انبيا و اهل بيت و صلحا حيات دارند بلكه اجازه تصرف دارند و ثابت شد كه نداى غايب و استمداد از آنان هيچ اشكالى ندارد. «١»
بنابر اين با توجه به تحقيق درباره اين سه اصل، ديدگاه اهل سنت بخوبى روشن شد و نبايد بين عقيده اهل سنت و نجديان خلط شود و عقايد آنان را به عنوان عقيده اهل سنت دانست.
در خاتمه اين بحث، مرز توحيد و شرك را بيان مىكنيم تادر تمامى اعمال و رفتار مسلمانان معيار قرار گيرد و طورى نباشد كه هركسى را بتوان مشرك يا موّحد دانست.
صاحب جان هندى مىنويسد:
معيار در توحيد و شرك، استقلال و عدم استقلال است، به اين معنى كه اگر كسى مخلوق را بطور مستقل سودمند و زيان رسان يا شافى و رازق بداند مشرك است و ليكن عقيده صحيح مسلمانان اهل سنت و جماعت اين است كه نه زنده را بالاستقلال حاجت روا كن مىدانند نه مرده را، بلكه همه آنها وسيلهاند. اطبا و حكيمان وسيله هاى صحت، امرا و سلاطين وسيله حصول روزى و انبيا و اوليا در زندگى و پس از وفات وسيله واسطه حل مشكلات و بر آورده شدن حاجاتند و كسى كه اين گونه اعتقاد داشته باشد، درعقيده خودش صادق است زيرا به آيه «وَابْتَغُوا الَيْهِ الْوَسيلَةَ» عمل كرده است چنانچه علّامه جزرى در كتاب حصن، در آداب دعا نوشته است: يكى از آداب دعا اين است كه [دعا كننده] در پيشگاه خداوند به پيامبران و صلحايى از بندگان خدا متوسل شود. «٢»
مراتب شرك از ديدگاه شيعه
در بينش شيعه، مراتب شرك همان است كه در متن آمده است و آنچه در بينش اهل سنت اعم از شرك
ذاتى يا صفاتى ربوبى، عبادى، موجب شرك مىشود، از ديدگاه شيعه نيز باعث شرك مىگردد و همان موضعگيرى كه علماى اهل سنت نسبت به ابن تيميّه و هم مشربان وى داشتهاند. علماى شيعه نيز دارند.