اصول اعتقادات اهل سنت

اصول اعتقادات اهل سنت - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠

ظاهر طبيعت را نمى‌نگرد و از باطن آن خبر ندارد. «يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَيوةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ اْلاخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ» «١» كافران نسبت به ظاهر حيات دنيوى شناخت پيدا مى‌كنند ولى از آخرت غافل و بى‌خبرند. تفكر حسى، ماده را اصيل دانسته، ارزشهاى انسانى و شخصيت انسان را بر مبناى اصالت ماده تبيين مى‌كند و با خدا، ملائكه، وحى و ديگر امور غيبى كه جز با منطق عقل درك نمى‌شوند همانند امور مادى برخورد كرده، در نتيجه منكر آنها مى‌شود. قرآن انديشه آنان را اين چنين بيان فرموده است: «لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً» «٢» ايمان نمى‌آوريم تا اينكه خدا را آشكار ببينيم. علما و انديشمندان علم كلام بر اين باورند كه تمامى شناختها به شناخت عقلى باز مى‌گردد. حتى شناختهاى حسى و علوم ضرورى؛ زيرا ضرورى بودن آن توسط عقل فهميده مى‌شود و بديهى‌ترين بديهيّات مانند «امتناع اجتماع و ارتفاع نقيضين» به شناخت عقل برگشت مى‌كند. و درتعارض بين منطق نقل و عقل (روايات و عقل) منطق عقلى ترجيح دارد زيرا عقل پايه اثبات شرع است، اين مطلب را افرادى مانند: فخررازى، غزالى، جوينى و ديگر متكلمان، درموارد كوناگونى از مباحث كلامى، يادآورى كرده‌اند. غزالى در «قانون التأويل» در وصيّت دوّم چنين مى‌نويسد: هرگز نبايد برهان عقلى تكذيب شود زيرا عقل دروغ نمى‌گويد و اگر عقل دروغ بگويد ممكن است حكم او به اثبات شرع مقدس دروغ باشد، چون شرع مقد اصول اعتقادات اهل سنت ٢٧ ١ - توحيد ذاتى ..... ص : ٢٧ س را با عقل شناخته‌ايم». «٣» ماتريديه و معتزله نيز كه دو گروه از متكلمانند، بر نقش عقل در شناخت حقايق دين معترفند اما اشاعره مى‌گويند عقل بدون وحى نقشى در شناخت ندارد. و كلّى بودن تأثير