سرداران صدر اسلام(ج6)

سرداران صدر اسلام(ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢

آيا آماده حمله به جوان رزمجو هستى؟
آنكه نيزه‌اى دارد كه نوك آن مستقيم است، و سازشكار و ترسو نيست.
سپس با نيزه به اشتر حمله‌ور شد و آن را حواله زره اشتر نمود، اشتر از اسب به زير آمد و صدمه‌اى به او نرسيد. آن گاه اشتر بر حريف تاخت و نخست اسب او را پى كرد و سپس بر خود وى حمله برد در حالى كه اين رجز را مى‌خواند:
يا بايد من كشته شوم و يا تو را بكشم، پيش از تو پنج تن ديگر را كشته‌ام، و هر يك از آنان قهرمانى مانند تو بودند.
در حالى كه هر دو پياده بودند آن گاه اشتر او را كشت. پس از آن سوار مردى به نام «اجلح بن منصور» به ميدان اشتر آمد، اجلح يكى از سواركاران سرشناس عرب بود. او اسبى به نام «لاحق» داشت، وقتى ديد اشتر به سوى او مى‌رود، تمايلى به رويارويى با وى نداشت، امّا از اينكه از ميدان نبرد باز گردد خجالت مى‌كشيد، بنابراين به سوى اشتر رفت و اين رجز را مى‌خواند:
سوار بر لاحق به ميدان رو و حريف را مهلت مده ...
اشتر بر وى حمله برد و اين رجز را سرود:
در دام اشتر مذحجى گرفتار شده‌اى.
سوار مردى در حلقه‌هاى متحرك، مانند شيرى بر آشفته، كه هر گاه حريف او را بخواند از رويارويى با او گريزان نباشد.
اين را گفت و او را از پاى درآورد. آن گاه محمد بن روضه جُمَحى‌ به ميدان رفت و از هر سو بر سپاه عراق مى‌تاخت در حالى كه چنين مى‌گفت: