ادبيات سياسى تشيع - آيينه وند، صادق - الصفحة ٢٦٢
ابو مسلم او را گرفت و بعضى گفتند كه بعدا او را كشت. و سرش را به عامر بن ضباره داد تا پيش مروان برد. برخى گفتهاند: ابو مسلم او را زنده تحويل ابن ضباره داده است. به او نسبت بيدينى زدهاند و او را از زنادقه شمردهاند. از جمله نامهنگار او عمّار بن حمزه، و همنشينان او مطيع ين اياس و بقلى هرسه بيدين بودند. و رئيس انتظامات او قيس نيز بيدين بود. عبد اللّه آنگونه كه از متون تاريخ برمىآمد، مردى بداخلاق و بدسيرت بوده است. او شاعر نيز بود و خروجش به سال ١٢٧ هجرى اتفاق افتاد
(ر. ك: مقاتل الطالبييّن).
٧٤- منصور دوانيقى عبّاسى
دومين خليفه عبّاسى، فرزند محمّد بن على بن عبد اللّه بن عباس كنيهاش ابو جعفر، لقبش منصور يا دوانقى است. به دستيارى ابو مسلم خراسانى عموى خود عبد اللّه را بكشت و در سال دوم خلافتش ابو مسلم را نيز از خوف نفوذ و اقتدارش، به قتل رساند. در سال ١٤٥ بغداد را مقرّ خلافت كرد. گويند، چون در حفر خندق كوفه، از هرسر، يك دانق نقره گرفت، لقب دوانيقى يافت.
وى چندين مرتبه براى امام صادق (ع) مزاحمت ايجاد كرد و آن امام را از مدينه به عراق آورد و عاقبت امام را مسموم كرد. منصور در سال ١٥٨ در مكّه درگذشت.
(ر. ك: ريحانة الأدب).
٧٥- عبد اللّه بن محمّد بن عبد اللّه حسنى
وى همان عبد اللّه اشتر است كه به وسيلهى عبد اللّه بن مسعده به هند برده شد. عبد اللّه بن مسعده، معلّم فرزندان عبد اللّه بن حسن بود. عبد اللّه مدّتى در سند ماند تا جاسوسان گزارش دادند كه او همان فرزند محمّد بن عبد اللّه (نفس زكيّه) است. منصور، هشام بن عمرو بن بسطام تغلبى را طلبيد و او را مأمور قتل عبد اللّه كرد. هشام، عبد اللّه را كشت و سرش را براى منصور فرستاد.
(ر. ك: عمدة الطّالب. مقاتل الطالبيّين).