پنج رساله - ابن سينا - الصفحة ٥٥ - تفسير سوره فلق كه مترجم از كلام شيخ رئيس است
گاهى مر جسم را آلتاند، بدانها كار مىنمايند [١]. و زمانى سرمايه نكال و وبالاند. و اوانى سبب مشقّت و عسرتش ميگردند. و همان امور عبارت از قواى حيوانيّه و قواى نباتيّه است.
امّا قواى حيوانيّه ظلمتى است تاريك و تيره. و سابقا معروض گرديد كه مادّه و بدن حيوانى منبع ظلمت و شرّ و عدم است. و ازين مواد مقرر است بغير از تيرهگى و ظلمت بايد چه بحصول آيد. پس آنچه در حضرت با كبرياى سبحانى عزّ و جلّ در مقام استعاذه درآيد بايد نفس ناطقه باشد، كه آن فى حدّ ذاتها در جوهر خويش تقىّ و نقىّ و صاف و مبرّا از كدورت بدن و علائق اوست. و بعلت صفوتى كه دارد بسان آئينه قابل انتقاش هزاران هزار صور و حقايق است. و نفس ناطقه فى حدّ ذاتها لطافت و انوارى كه دارد بمعرض زوال و فنا نمىرسد، مگر بدنى كه در وى قواى حيوانيّه مسطور آيد و صور تخيّليّه و وهميّه و امثال آنها از شهوت و غضب در آن مكتوب گردد.
درين حين چنانچه زنگ آئينه را تيره و تار مىنمايد، قواى مذكوره نفس ناطقه را از كيفيّت نورانيّه فطرى خود زائل [٢] مينمايند.
و امورى كه از خارج در اشياء انفلاق كه سرمايه وجود است و عدم از وى معدوم ميشود، كه از مضمون برب الفلق مفهوم شد، در جوهر نفس ناطقه دم بدم تجدّد بهم ميرسانند [٣]. چون آن مذكور شد، بعقب همان انفلاق كلمه ما خلق را آوردند كه متحلّى حليه عموم است. زيرا انفلاق همين
[١] متن عربى: «و هى التى تكون آلة لها من وجه و وبالها عليها من وجه».
جامع البدائع، ص ٢٧
[٢] كذا.
[٣] عبارت روشن نيست. متن عربى اينست: «و الامور الّتى تحصل فى الشيء من الخارج تكون متجدّدة، فاذا تلك الظلمة متجددة ..». جامع البدائع، ص ٢٧