عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦١ - پرندگانى كه تناول آنها حرام مىباشد
ترجمه:
و وبر [١] و خزّ.
م: فنك. [٢]
ن: سمور. [٣]
س: سنجاب. [٤]
ع: عظايه. [٥]
ف: لحكه. [٦]
پرندگانى كه تناول آنها حرام مىباشد
پرندگانى كه داراى چنگال بوده تناولشان حرام است مانند:
الف: بازى.
ب: عقاب.
ج: صقر. [٧]
د: شاهين. [٨]
ه: نسر. [٩]
[١] بفتح واو و سكون باء جمع (وبره) بسكون باء بوده و آن حيوانى است كوچكتر از گربه و داراى رنگ خاكسترى مىباشد و دم ندارد، اين حيوان در منازل سكونت مىكند.
[٢] بفتح فاء و نون حيوانى است كه از پوست آن پوستين مىسازند.
[٣] بفتح سين و ضمّ ميم مشدد حيوانى است شبيه به گربه كه از پوستش پوستينهاى گرانبها مىسازند.
[٤] حيوانى است بزرگتر از موش، داراى دم بلند و موىهاى بسيار نرم بوده پوستش پربهاء و با ارزش است.
[٥] جوهرى در صحاح گويد: حيوانى است كوچك و در عين حال از مارمولك بزرگتر مىباشد.
[٦] بضم لام و بعدش حاء مفتوح حيوانى است شبيه به عظايه و رنگش كبود و برّاق مىباشد.
[٧] با صاد ضبط شده و مىتوان آن را با سين قرائت كرد و بهر صورت اين كلمه به هر مرغ شكارى از قبيل باز و شاهين و غيره اطلاق مىشود.
[٨] يك نوع مرغ شكارى است.
[٩] همان كركس است.