عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٣ - فصل سوم قذف و حد آن
ترجمه:
و در حق مقرّ زنا ثابت نمىشود مگر بعد از چهار بار اقرار نمودن.
فرع
اگر كسى به ديگرى بگويد:
ديّوث يا كشخان و يا قرنان [١] اين الفاظ بسا در عرف قائل مفيد قذف بوده از اين رو واجب است بخاطر قذفى كه به منسوب اليه شده قائل را حدّ بزنند.
و اگر در عرف وى افاده قذف و نسبت ناروا نكرده بلكه صرفا بر فحش و ناسزا دلالت كنند او را بايد تعزير نمود.
فرع
اگر قائل و گوينده اين الفاظ به هيچ وجه از معانى و فائده آنها اطّلاع نداشت عقوبتى بر او نمىباشد چنانچه هر قذفى كه بر زبان كسى كه به معناى آن جاهل است جارى گردد حكمش چنين مىباشد.
فرع
تأذّى [٢] و تعريض [٣] موجب تعزير بوده نه حدّ مثل اينكه به ديگرى بگويد:
ولد حرام يا اظهار كند كه ما زانى نيستيم يا مادر من زانيه نمىباشد يا به همسر و متعلّقهاش بگويد: تو را عذراء و باكره نيافتم.
[١] هرسه اين كلمات داراى يك معنا بوده و آن عبارت است از:
مردى كه اجانب را بر همسرش داخل نموده تا با وى عمل منافى انجام دهند.
[٢] تأذى عبارت است از قولى كه سبب اذيّت شدن ديگرى گردد مشروط به اينكه قائل به مؤذى بودن كلامش علم داشته و ازطرفى ديگر لفظ گفته شده نه عرفا و نه وضعا براى قذف موضوع باشد.
[٣] تعريض يعنى كسى را در معرض و مظنّه قذف قرار دادن بدون اينكه تصريح به قذف نمايد.