عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩١ - فصل سوم قذف و حد آن
ترجمه:
يا به فرزندش كه قبلا به آن اقرار نموده و بدين وسيله او را از خود دانسته بگويد:
تو فرزند من نيستى يا تو مال پدرت نمى باشى.
فرع
اگر شخصى به كسى كه فرزند او نيست بگويد:
پدرت از راه زنا سبب وجود تو گرديد.
يا اظهار كند: اى كسى كه فرزند زنا مىباشى.
در هردو صورت بخاطر قذفى كه نسبت به پدر او مرتكب شده بايد حدّ بخورد.
فرع
اگر شخصى به كسى ديگر بگويد:
مادرت در حامل شدن به تو مرتكب زنا شده.
يا اظهار كند: اى پسر زن زانيه.
بخاطر قذفى كه به مادر اوكرده بايد حدّ بخورد.
و اگر بگويد: اى پسر مرد و زنى كه زناكار مىباشند.
براى هردو (پدر و مادر) بايد حدّ بخورد يعنى دو حدّ به ذمّهاش ثابت مىشود.
و اگر بگويد: از طريق زنا متولّد شدهاى.
ظاهرا اين عبارت نسبت به پدر و مادر شخص مواجه، قذف محسوب شده و براى هردو بايد حدّ بخورد.
فرع
كسى كه زنا را به غير مواجه نسبت دهد حدّى كه به ذمّه قاذف مىآيد بابت نسبتى است كه به منسوب اليه داده و بخاطر مواجه لازم است تعزير گردد مشروط به اينكه نسبتش متضمّن ناسزا و اذيّت در حقّ مواجه باشد.
فرع
اگر مردى به زنى بگويد:
با تو زنا نمودهام.
چون اين عبارت احتمال اكراه را دارد لاجرم قذف در حق زن به حساب نمىآيد.