حل المسائل الهداية في النحو - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٥ - بدل را تعريف كرده و براى آن مثالى بزنيد
چهارم: بدل غلط و آن اين است كه بعد از ارتكاب اشتباه و غلط به منظور جبران اشتباه بدل را مىآورند مانند:
جائنى زيد جعفر، در اين مثال جعفر بدل غلط از زيد است يعنى متكلم ابتداء اشتباها زيد را گفت و سپس براى جبران آن جعفر را كه از اوّل مقصود بود آورد.
٣- اگر بدل نكره بوده و مبدلمنه آن معرفه باشد لازم است براى بدل صفت بياورند مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده: بالناصية ناصية كاذبة شاهد در « ناصية كاذبه» است كه بدل از « الناصيه » بوده و همان طورى كه ملاحظه مىشود مبدلمنه يعنى « الناصية » معرفه است و بدل آن نكره مىباشد لذا براى بدل كلمه « كاذبة » را صفت آوردهايم.
٤- مقصود از بدل اشتمال آن است كه بدل يكى از متعلّقات مبدلمنه باشد و به تعبير ديگر بدل اشتمال آن است كه مبدلمنه به نحوى مشتمل و متضمّن بر بدل باشد كه وقتى متكلّم آن را القاء نمود مستمع شوق شنيدن بدل را پيدا كند.
٥- عطف بيان تابعى است غير از صفت ولى همچون صفت متبوعش را واضح و روشن مىكند و آن اسم مشهورتر از ميان دو اسمى است كه براى شيئى نهادهاند مانند: قام ابو عبد الله عمر، در اين مثال دو كلمه « ابو عبد الله» و « عمر » اسم هستند براى شخص معهود ولى « عمر » مشهورتر است از اينرو آن را عطف بيان از ابو عبد الله قرار دادهايم.
٦- امّا استخراج بدل از جملات مذكور و تعيين نوع آن:
الف: « صراط الّذين» بدل كلّ از كلّ است و « الصراط المستقيم» مبدلمنه مىباشد
ب: « قتال فيه» بدل اشتمال بوده و « الشهر الحرام» مبدلمنه مىباشد
ج: « كثير منهم» بدل بعض از كلّ بوده و ضمائر فاعلى در « عموا » و « صموا » مبدلمنه مىباشند
د: « من استطاع» بدل بعض از كلّ بوده و « الناس » مبدلمنه مىباشد.