حل المسائل الهداية في النحو - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٥ - ضمائر شأن و قصه و فصل را در جملات زير استخراج نمائيد
ح: در مضارع غائب و غائبه و مثال هردو اين فرموده على عليه السّلام است:
الدّنيا تغرّ و تضرّ و تمرّ، انّ اللّه سبحانه لم يرضها ثوابا لاوليائه و لا عقابا لاعدائه و انّ اهل الدّنيا كركب بيناهم حلّوا اذ صاح بهم سائقهم فارتحلوا:
( نهج البلاغه فيض ص ١٢٧٩)
( دنيا فريب داده و زيان رسانده و به شتاب مىگذرد، خداوند سبحان راضى نشد آن را پاداش دوستان خود و نه كيفر دشمنان خويش قرارش دهد و اهل دنيا مانند كاروانى بوده كه در بين آنكه فرود آمدهاند ناگاه راننده ايشان بانگ بلند زند: كوچ كنيد).
شاهد در « تغرّ » و « لم يرضها» است كه در اوّلى ضمير « هى » و در دوّمى ضمير « هو » مستتر مىباشد
ط: در صفت يعنى اسم فاعل و اسم مفعول مثال اوّلى: البخل جامع لمساوى العيوب و هو زمام يقاد به الى كلّ سوء (نهج البلاغه فيض ص ١٢٦٦)
( بخل جمعكننده بدىها بوده و مهارى است كه با آن هربدى كشيده مىشود)
شاهد در « جامع » است كه ضمير « هو » در آن مستتر است.
و مثال دوّمى مانند: العلم مقرون بالعمل، فمن علم عمل الخ (نهج البلاغه فيض ص ١٢٥٦)
( علم بسته به عمل است، پس هركه دانست عمل كرد ...)
شاهد در « مقرون » است كه ضمير « هو » در آن مستتر است.
٢- ضمير شأن: عبارت است از ضمير غائب مذكر كه قبل از جملهاى ذكر مىشود كه آن جمله آنرا تفسير مىنمايد مانند ضمير « هو » در مثال: قل هو اللّه احد
و ضمير قصّه: عبارت است از ضمير غائب مؤنّثى كه پيش از جملهاى كه آنرا تفسير مىنمايد ذكر گردد همچون ضمير « هى » در مثال: هى هند مليحة.
٣- وجه ناميدن ضمير به ضمير فصل آن است كه اين ضمير بين مبتداء و خبر