صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٥
بگویند ما این خدمتگزار را، این آدم بسیار صالح خوب را که مىخواهد مملکت ما را بهشت برین بکند نمىخواهیم، ایشان بهشت برین کند مملکت مان را. حق ندارند این را بگویند؟ حقوق بشر این نیست که هر کسى، هر بشرى حق دارد که سرنوشت خودش را خودش تعیین کند؟ اینها مىخواهند سرنوشت خودشان را خودشان تعیین کنند و این آقاى خدمتگزار را نمىخواهند. این در صورتى بود که ایشان خدمتگزار بود و اما اگر چنانچه یک شخصى باشد که خدمتگزار دیگران است، براى خاطر دیگران این مملکت خودش را به باد فنا داده، به تباهى کشیده، یک ادمى است که همه چیز ما را از دست داده و برده است از بین، همه منافعى که در این مملکت قابل این است که برده بشود و مردم از آن استفاده بکنند، خود ملت از آن استفاده بکند، ایشان یا خورده است یا داده است به دیگران خوردهاند. یا خودش در بانکهاى خارج جمع کرده مثل پدرش که جواهرات ایران رابرداشت و رفت منتها انگلیساز او گرفتند بین راه وبردند یا خودش برده است و پولهاى ایران را این شصت هزار نفرى که مىگویند که جزء اشخاصى است که به او مربوط هستند و از رفقایش هستند و از فامیلش هستند و از اینها هستند، به اینها داده خوردهاند و یا به اربابها داده خوردندهاند، به کارتر و امثال کارتر و به آمریکا و به دیگران داده.
نیاز به تلاش و کوشش دراز مدت به منظور بازسازى ویرانگرىهاى رژیم
همه منافع ایران را ایشان از بین برده است، الان شما، اگر حالا هم برود، ده پانزده سال لازم است تا این مملکت با زحمت اشخاص صالح به پایه آنوقت برسد که ایشان نیامده بودند، که رضاشاه هم نیامده بود. این، مدتى زحمت لازم دارد، خیال نکنید که حالا یک مملکتى را که این تهى کرده تا رفت بهشت برین بشود. این خراب کرده همه را، مملکت را خراب کرده و به شکل یک ویرانه درآورده الان نه زراعتى این مملکت ما دارد، نه مراتعش دست مردم است و خودش دارد، نه جنگلهایش دست اینهاست. آبها را از بین بردند، این سدهائى که اینها درست کردند، همه اش به منافع دیگران بوده تا این مملکت دوباره برگردد به حال قبل از آمدن این آقا، مدت زحمت دارد، مدتها باید مردم خون دل بخورند، جوانهاى ما باید زحمت بکشند، متخصصین ما باید زحمت بکشند تا این را از این آشفتگى بیرون بیاورند تا بعد بشود یک مملکتى که این آشفتگى هارا دارد نداشته باشد آنوقت نوسازى بخواهند بکنند.
منطق کارتر جنایت پیشه، سکوت دربرابر کشتار و غارت شاه یا قبول مرگ است.
ایشان مىفرمایند که این تظاهرات آرامى که کردند که ما شاه را نمىخواهیم، این است که اینها را به کشتن داده؟! اینها حتماً باید بگویند شاه راخواهیم تانکشندشان؟! ایشان مىگوید که حرفهائى که میزنند میزانى ندارد و کنترل ندارد. خوب، حرف ما این است، ما در مجمع عمومى دنیا حرف خودمان را مىگذاریم حرف ایشان هم مىگذاریم، ببینیم کدام اینها میزان ندارد. حرف ما این