صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧٣
ملتفت باشند، توجه داشته باشند، خیال نکنند که ما غلبه کردیم تمام شد. محمدرضا را بیرونش کردیم، بسیار خوب، این صحنه عوض شد، حالا صحنه دوم پیش آمده، یک وقتى با اسلحه زور و قلدرى، دیکتاتورى، یک وقتى با اسلحه آشتى و با روى خوش و ملایمت، یک وقتى، هم آشتى و هم قلدرى، حالا (دموکراتیک اسلامى) دموکراتیک، از آن طرف (دین مبین اسلام). همان است و همان بساط که آن مردک داشت، او هم مىگفت دین اسلام، آن که اصلاً نمىداند که دین اسلام چه چیز هست، مىگوید دین مبین اسلام. از آن طرف مىگویند دین مبین اسلام، از آن طرف اساسش را دارد از بین مىبرد، از بین برده. اسلام مى گوید که تو برو کنار، اسلام حکومت جائر را قبول ندارد، شما جائرید. اسلام با ظلم مخالف است. پیغمبر اسلام بیست و سه سال جنگیده با ظلم، یک وقت با موعظه یا خطابه و اینها در مکه، یک وقت با شمشیر در مدینه. شما دارید ظلم را ترویج مىکنید، شما پریروز جوانهاى ما را کشتید، شما خونریزید، شما خونخوارید.
ما مىخواهیم شما را از زیر بار استعمار بیرون کنیم، شما مىگوئید که ما مىخواهیم زیر بار استعمار باشیم!! عقلتان نمىرسد، ما باید تو سرتان بزنیم تا بیرون بیائید، ما زنجیرتان باید بکنیم تا از ذلت بیرونتان بکشیم، دستتان را بگیریم با زور بیرونتان بکشیم، شما عقلتان نمىرسد. ارتشىهاى ما بدانند ما مىخواهیم آنها را مستقل شان کنیم، این دوسه نفرى که در راس واقع شدند نمىگذارند، این دو سه نفر را بگیرید، آنها را بیرونشان کنید. دولتىما بدانند ما مىخواهیم دولت مستقل ایجاد کنیم، این نوکرها نمىگذارند، بیرونشان کنید، الزمشان کنید که کنار بروند.
تاسیس دولت مبتنى بر احکام اسلام و راى ملت
من در اول فرصتى که پیدا کنم به خواست خدا مىروم ایران و اول قدمى که برمى دارم تاسیس مىکنم یک دولت اسلامى مبتنى بر احکام اسلام، مبتنى بر راى مردم، پیشنهاد مى کنیم به مردم و راى از اینها مىگیریم و یک حکومت اسلامى تاسیس مىکنیم.
همه ایران مسلمند و من گمان ندارم جز چند نفرى که خیال مىکنند که اسلام مخالف با ظلم آنها هست و تشخیص این را دادهاند، مردم ایران مخالف باشند. ما مىبینیم که مردم ایران، دیروز در تهران چه اجتماعى بوده است، تبریز هم بوده. ملت این را مىخواهد، آنها نمىخواهند که زیر بار حکومتهاى جائر باشند، آنها مىخواهند یک حکومت عادل داشته باشند. شما خیال نکنید که (جمهورى اسلامى یک چیزى است که ما نمىفهمیم) اینها خودشان را به نفهمى مى زنند. چرا نمىفهمید؟ جمهوریش را که همه مىدانید، اگر نمىتوانید، یاد بگیرید، اسلامیش هم محتواى اسلام. با اسلام مخالفید؟ با احکام اسلام مخالفید؟ اسلام احکام دارد، در سیاست احکام دارد، در اجتماعات احکام دارد، در همه چیز احکام دارد. قانون اساسى نه، قانون اسلام. با جمهوریش مخالف نیستید، با اسلامش مخالفید؟ اگر اینطور است، باطن ذاتتان ایمان ندارد، اسلام ندارد، مسلم نیستید.