صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٠
یک قتل عامهائى نکند دلش آرام نمىگیرد. وقتى بناشد یک مملکتى به این صورت در آمد که آنهائى که مقدرات این مملکت در دستشان است صلاحیت براى این مقام ندارند، وکیل صلاحیت براى این مقام ندارد، وکلائى که شاه تعیین کند که نمىتواند آدم باشد این وکیل، نمىتواند صالح باشد او. اگر به انتخاب مردم باشد مردم آدم خوب مىخواهند، مردم آدم صالح مىخواهند. اگر مردم آزاد باشند خودشان یک شخصى که بدانند که مرد صالح خوبى است تعیین مىکنند، آنها دیگر نمىروند دنبال بدها. آن کسى که دنبال بد مىرود آن هست که بد است، بد دنبال بد است یعنى آن کسى که چیزهاى خودش، استفادههاى خودش بسته به این است که مأمور بد داشته باشد. اگر مأمور خوب داشته باشد ممکن نیست که بتواند کارهایش را اجرا بکند، اجراء دستورهائى که مطابق با میل خودش است، براى استفادههاى خودش یا استفادههاى اجانب، نمىشود الا به مأمورهاى بد، انتخاب مىکند بدها را، غیر صالحها را سرکار مىگذارد. مجلس را انتخاب کردند اشخاصى را گذاشتند غیر صالح، قهراً مجلس غیر صالح به دولت غیر صالح راى خواهند داد. مجلسى که براى مملکت و مصلحت مملکت ما نیست، دولتى که براى مصلحت ما نیست پیش مىآورد، نمىشود غیر از این، محال است غیر از این.
اصلاح اساس مملکت در براندازى سلسله پهلوى و انتخاب صلحا براى اداره امور مملکتى
تا اساس اصلاح نشود، تا آن نکته اول یعنى تا آن سلسله نروند فایده ندارد. باید اینها بروند سراغ کارشان، بروند در آن جزیره که خریده، تازه خریدند، هشت هکتار خریدند و برایش همه چیز درست کردند، همه دار و دستهاش هم آنجا هستند، یعنى عائلهاش آنجا هستند، خودش هم حالا مىخواهد برود آنجا و یک زندگى به خیال مردم اشرافى و به حسب واقع مرگ وار.
تا اینطور نشود و مقدرات مملکت شما دست خودتان نیفتد، آزادانه نتوانید براى خودتان یک رئیس درست کنید، قهراً ملت اگر بخواهد رئیس جمهور درست کند رضاخان را قرار نمىدهد، محمدرضا را قرار نمىدهد - نمىدانم - امثال اینها را قرار نمىدهد، قهراً مىگردد دنبال یک نفر آدم صالح که به درد مملکتش بخورد، به درد دل مردم برسد یک همچو آدمى را قرار مىدهد. قهراً وقتى که رئیس جمهور یک مملکتى آدم صالح شد دنبال این مىرود که مملکت را به صلاح بکشد، اگر هیات دولتى مىخواهد درست بکند، قهراً آدم صالح، آدم صالح را مىخواهد. نمىخواهد دزدى کند تا اینکه یک دزدى را بیاورد که با او رفیق بشود، مىخواهد یک مملکت را اصلاح بکند. مىگردد دنبال اشخاصى که صالح هستند با خودش همدست بکند تا اینکه مملکت را اصلاح بکند. قهراً وقتى یک دولت صالح پیش آمد مردم را آزاد مىگذارند براى انتخابات. قهراً وقتى انتخابات آزاد شد، مردم، مردم که همه غیر صالح نیستند، مردم اکثرشان صالحند، مردم خوبىاند، دلشان مىخواهد مملکتشان صحیح باشد، سالم باشد، اقتصادشان صحیح باشد، همه چیز را دلشان مىخواهد، از خدا مىخواهند که صلحائى بالاى سرشان باشد. قهراً وقتى که انتخابات آزاد شد و این اشخاص غیر صالح دخالت درآن