صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢٢
همه حرفهاى آنهاست که اصلاحات مىخواهند بکنند، مثل اصلاحاتى است که شاه مىخواست بکند. باورش نمىآید آدم از اینها که یک قدمى بخواهند بردارند، بر فرض اینکه اگر قدم هم بر دارند دیگر از آنها قبول نیست.
دولت و شاه برحسب قانون و شرع غیرقانونى هستند
ما اگر فرض بکنیم که شاه یا دولت شاه بخواهند یک مملکت مثل بهشت براى ما درست کنند، ما بهشتى که به دست شاه درست بشود نمىخواهیم، ما بهشتى که به دست نوکر شاه درست بشود نمىخواهیم، با اینکه خوب، نخواهد شد لکن اگر بشود هم ما نمىخواهیم براى اینکه شاه برحسب قوانین و بر حسب شرع مطهر غیر قانونى است و اصلاً سلطنت ندارد، دولت هم همین طور. بنابراین همه کارهائى که اینها بکنند، چه بهشت درست کنند و چه جهنم درست کنند مقبول ملت نیست و مقبول ماها نیست.
انجام کودتاى نظامى دیگر امکان ندارد
یک راه دیگرى که به ما رسیده است، از طریقهاى مختلف گفتهاند (ولو اینکه من خیلى باورم نیامده است) قضیه این است که اینها مىخواهند که کودتا بکنند. این را چند جور تا حالا گفته شده، یک جور اینکه این چند نفر از این قصابها را آوردند و جاهاى حساس به آنها دادند، این اشخاص خیلى خونخوار را سر چند تا از این مقامهاى حساس گذاشتهاند و بنا دارند که به مجرد اینکه شاه برود اینها کودتا کنند و کودتاى خشن و چه کنند و چه کنند. این را من تا حالا باورم نیامده است براى اینکه اگر شاه بخواهد این کار را بکند، شاه یک آدم پوسیدهاى است دیگر این هیچ هویتى ندارد که ارتش از او عرض کنم که طرفدارى بکند یا چى، اینکه مىبینید الان برقرار است، براى این است که این صاحب منصبان که شریک جرم او هستند مىبینند که اگر او برود ممکن است براى خودشان بد بشود، چسبیدند دو دستى این بهانه را نگه داشتهاند (مثل اینکه یک مردهاى را توى یک تابوتى نگه داشته باشند) اینطور نیست که شاه یک چیزى باشد حالا و از او تصمیم دفاع بگیرند.
و اینکه ارتش بىاذن امریکا آن کار را بکند، آنها هم همه نوکرند یعنى آنهایى که سرکار هستند، این چند نفرى که مجرمند و تا حالا خوردند و مال مردم را بلند کردند و حالا مىخواهند فرار کنند، آنها هم خودشان مستقلاً این کار را نمىتوانند بکنند. باقى مىماند که کار را آمریکا به گردن آنها بخواهد بگذارد. این به نظر من بعید مىآید، اینکه امریکا یک همچو کارى را بکند، براى اینکه کارشناسهاى امریکا مطالعه این معنا را کردند ولو اینکه فهمشان خیلى کم بود، ذره ذره جلو رفتند و مرتب شکست خوردند. آنها از اول شاه را تقویت کردند و دنبال شاه رفتند (شاه چه و شاه چه) و حکومت نظامى گذاشتند و دیدند که با کمال شدت حکومت نظامى عمل کرد و مردم به آن اعتنا نکردند. او اعلام مىکرد که از دو نفر بیشتر اگر بیرون بیایند، چه خواهد شد، مردم یک میلیون جمعیت بیرون مىآمدند، قاعده