صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦٥
همین گفتن ترقى. معنویات یک مملکتى را باید در صدد بود که اصلاحش کرد یعنى باید دست خیانت را کوتاه کرد، دست جنایات را کوتاه کرد. همه جاهائى که یک عضوى از اعضاى ادارات دولتى یا دولت، عضوى از اعضاى دولت تکفل مىکنند، مردم موظفند که نظارت کنند که نظارت کنند در آن. آنهائى که مىروند آنجا براى گرفتاریهائى که مثلا دارند، محاکماتى که دارند، مىروند در کلانترىها، مىروند در نظمیه، مىروند در عرض مىکنم دادگسترى و امثال اینها، خودشان باید ناظر باشند که چه مىگذرد و خودشان مکلفند (اگر بخواهند مملکت اصلاح بشود مکلفند) که چیزهائى که گذشته است اگر چنانچه خلاف بوده است، به جاهائى که براى این امر تاسیس مىشود اطلاع بدهند تا تعقیب بشوند. اگر یک ملتى یک همچو جهتى پیش بیاید که یک محاکم صالحهاى تصرف بکند در همه امور، یعنى برسد به داد مردم، همچو نباشد که مثل حالا باشد که دادگسترىها کارى به این حرفها ندارند یا نمىتوانند داشته باشند - عرض مىکنم که کلانترىها که بخواهند مردم را چه بکنند، لخت بکنند، امثال اینها، اگر اینطورها باز ادامه پیدا بکند فرض کنید که این دزد بزرگ رفت، کوچکها جاى او مىنشینند و کارها را انجام مىدهند. باید همهتان، همهمان در این امور دقت کنیم و دنبال کنیم و فداکارى بکنیم تا اینکه انشاءالله یک مملکت صحیحى بار بیاید.
من از خداى تبارک و تعالى سلامت همه شما را مىخواهم و من از اینکه این مدت شما زحمت کشیدید عذر مىخواهم. خداوند شما همه را حفظ بکند و سلامت بدارد و ما حالا مىرویم به این مملکت ببینیم که آیا چه مىشود. هر چه که بشود همین است. ما بنا داریم که برویم، حالا چه از بین راه برگردیم و باز هم خدمت شما باشیم و چه برویم و پیاده بشویم و آنجا چه بشود. و من این (را) هم باید بگویم به شما آقایان که به آقاى یزدى و بعضى از آقایان گفتم که من بیعتم را از شماها برداشتم عرض مىکنم که ممکن است که آنطورى که اینها تهیه دیدند در این سفر خطر در کار باشد و من میل ندارم که به خاطر من شماها خداى نخواسته در خطر بیفتید. من سنم دیگر گذشته، شما حالا جوانید.
یکى از حضار: من به خانمها عرض کردم که آقا فرمودند احیاناً خانمها در هواپیما نباشند. آنها گفتند که من خدمتتان عرض کنم مگر امام حسین حضرت زینب و خواهران خویش را همراه نبردند.
امام: خوب، حالا امام حسین، امام حسین بود. ما یک جور دیگر است وضعمان. نخیر من میل دارم زحمت خانمها نباشم، آقایان هم همین طور. گمان مىکنم که اگر اینطور بشود که من بروم علیحده و بعد آقایان بیایند بهتر است.
خداوند عمر شما را زیاد کند، موفق باشید انشاءالله. در هر صورت براى من ناگوار است که براى خاطر من کسى به زحمت بیفتد. من براى خودم مانعى ندارد اما ناگوار است برایم که ببینم یکى از برادرهاى من براى خاطر من گرفتار شده است. انشاالله خداوند همهتان را حفظ کند و موفق باشید.
والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته